arg-kabul-605x350

سپیدار و ارگ
ماراتن بیهوده

ماراتن ارگ و سپیدار بار دیگر شروع شد. در شرایطی که هلمند و ارزگان در آستانه ‌سقوط است و طالبان حملات تهاجمی ‌راه انداخته‌اند، جنگ لفظی ارگ و سپیدار بحران مضاعف برای کشور به‌وجود آورده است. رییس اجرایی دکتر عبدالله عبدالله، رییس‌جمهور اشرف غنی را متهم کرد که توجهی به اصلاحات و تطبیق موافقت‌نامه ‌سیاسی ندارد و وقتی کسی را به سمتی می‌گمارد، با او مشوره نمی‌کند. ارگ هم واکنش نسبتا تندی به سخنان رییس اجرایی نشان داد. ارگ گفت سخنان او مطابق با روحیه ‌دولت‌داری نبود. در اعلامیه ارگ صرف اسم عبدالله عبدالله آمده است و ذکری از سمتش نشده است. این خود نشان می‌دهد که تنش میان ارگ و سپیدار خیلی عمیق است.
سپیدار، توافق‌نامه ۲۹ سنبله ۱۳۹۳ را مبنای مشروعیت سیاسی حکومت می‌داند، اما رییس‌جمهور غنی برای خودش مشروعیت قانونی و حقوقی قایل است و از قانون اساسی به‌عنوان منبع مشروعیت‌بخش به اقتدارش در اعلامیه ‌ارگ یاد کرده است. این وضعیت نگرانی‌های جدی را در مورد فروپاشی سیاسی در کابل بیشتر کرده است. تا دیروز همه نگران هلمند بودیم که مبادا لشکرگاه سقوط کند. اما امروز نگرانی از فروپاشی سیاسی بیشتر شده است.
واقعیت این است که بیشتر فروپاشی‌ها در افغانستان ناشی از انفجارهای سیاسی بوده است. فروپاشی‌ها به ندرت ناشی از استیصال در میدان جنگ بوده است. به گذشته ‌نزدیک ما نگاه کنید، حکومت داکتر نجیب، از اثریک انفجار سیاسی از درون فرو پاشید. این طور نبود که تنظیم‌های مخالف، نجیب را زیر فشار نظامی‌ سقوط داده باشند. سقوط نجیب ناشی از فروپاشی سیاسی بود. نگرانی این است که بار دیگر دولت بر حال افغانستان به همان سرنوشت دچار شود. پیش از این در رسانه‌های جهانی و نشست‌های اکادمیک بین‌المللی نسبت به فروپاشی سیاسی حکومت وحدت ملی، زمزمه‌هایی شنیده می‌شد. اگر ماراتن ارگ و سپیدار ادامه پیدا کند، این امر تحقق خواهد یافت.
واقعیت این است که رییس‌جمهور غنی و رییس اجرایی عبدالله عبدالله، هیچ گزینه ‌بدیل غیر از همکاری با هم‌دیگر ندارند. دوام تنش به سود هیچ یک از این دو بزرگوار نیست. اصلاحات باید به میان بیاید، کسی نمی‌تواند از زیر بار اصلاحات فرار کند. نظام انتخاباتی باید اصلاح شود، انتخابات باید به قوه قانون‌گذاری افغانستان مشروعیت دهد، باید لویه‌جرگه قانون اساسی بیاید و در مورد سرنوشت مجری امور، مداقه کند. این چیزی است که غنی و عبدالله، به آن توافق کرده‌اند و به مردم افغانستان وعده داده‌اند که این موارد را تطبیق می‌کنند. هر دو بزرگوار حق ندارند که خلف وعده کنند.
تجربه نشان داده است که حکومت‌های ایتلافی وقتی می‌توانند به کار ادامه دهند که هر اقدامی ‌را با توافق جناح‌های تشکیل‌دهنده ‌حکومت، اجرا کنند. هرگاه یکی از جناح‌ها یک‌جانبه تصمیم می‌گیرد و عمل می‌کند، تنش به‌وجود می‌آید و کل وضعیت را دچار بحران می‌کند. رییس‌جمهور غنی که خود تیوری‌پرداز بازسازی دولت‌های ناکام است و رییس اجرایی هم که تجربه سیاسی زیادی دارد، بیشتر از هر کس دیگری این واقعیت را باید درک کنند. در شرایطی که جنگ بیداد می‌کند و هلمند در حال سقوط است، ماراتن بیهوده ارگ و سپیدار، سبب تشویش اذهان عمومی‌ می‌شود، روی کسب و کار و بازرگانی تاثیر منفی می‌گذارد و طبعا اثرهای ناگوار در میدان جنگ نیز دارد.
دوام تنش بین ارگ و سپیدار شهرهای بزرگ کشور را که از ثبات نسبی‌ای برخوردار‌اند نیز دچار مشکل می‌کند. بنایراین ایجاب می‌کند که هر دو بزرگوار با هم بنشینند و تمام مسایل لاینحل را حل کنند. این تنها راه است و رییس اجرایی و رییس‌جمهور، محکوم به همکاری هستند8صبح.