ناامنی های نقطه به نقطه و فزاینده ی ولسوالی های دور و نزدیک از ولایات بزرگ افغانستان، به حدی رسیده است که دیگر کمتر منطقه ای از گزند مخالفان مسلح اعم از طالبان و داعش و دیگر گروهک های تروریستی در امان مانده است اما در این میان برخی ولایات اهمیت خاص و حساسیت فوق العاده ای دارند که تاملی بیشتر می طلبند.

همه روزه اخبار مختلفی از ولسوالی ها و نقاط اطراف ولسوالی های بزرگ و کلیدی فراه، قندوز، بغلان، بدخشان و هلمند به گوش می رسد که متاسفانه علیرغم تکرار و تداوم خود، پاسخ مناسبی از حکومت مرکزی و ارگ ریاست جمهوری دریافت نکرده است و بنابراین باید منتظر فاجعه ای قریب الوقوع در این ولایات بود.

ولایت فراه: اعدام قاضی محکمه و کشته شدن یک دادستان دادگاه عالی توسط طالبان، فروش زنان و کودکان در روزهای اختصاصی هفته و بطور کاملا علنی، مسومیت بیش از 100 دانش آموز دختر در مکاتب، بلاتکلیفی پروژه ی تاپی هم در فراه و هم در هلمند بدلیل ناامنی روزافزون، سقوط پیاپی ولسوالی های پشترود، خاک سفید و شیندند، افزایش شمار افراد وابسته به داعش به بیش از 400 تن فقط در این ولایت و بیشمار موارد مشابه دیگر.

ولایت قندوز: انفجار در فرماندهی پولیس، سقوط چندین باره ولسوالی های چهاردره، خانه آباد، علی آباد، قلعه ذال، دشت ارچی و روستاهای اطراف بدست طالبان، سفرهای تشریفاتی و بی حاصل مسوولان و سران ارگ نشین از جمله رییس جمهور، فرمانده ی ناتو، وزیر داخله، مشاور عالی شورای امنیت ملی و وزیر دفاع، اختطاف مردم ملکی در شاهراه قندوز تخار و تیرباران غیرنظامیان، برپایی دادگاه صحرایی در شین تپه ولسوالی علی آباد، گروگان گیری 200 مسافر در راه کابل به بدخشان در قندوز، افزایش 50 درصدی طالبان مسلح به تعداد 2 برابر نیروهای امنیتی و دیگر موارد از قلم افتاده.

ولایت بغلان: سقوط و ناآرامی فزاینده ولسوالی های سرخ کوتل و دندغوری، اختطاف کودکان در ولسوالی رستاق، قطع برق و تخریب پایه های برق توسط طالبان، انفجار ماین در بغلان مرکزی، اختطاف 15 کارمند سمنت غوری، قرارداد ننگین واگذاری دهنه غوری به طالبان توسط گلاب منگل، والی سابق و رییس شورای ولایتی بغلان، به قتل رسیدن جبار اسلامی ولسوال برکه، جابجایی مقر ولایت از پلخمری به بغلان مرکزی و تظاهرات گسترده ی مردم در جاده ی بغلان قندوز و هزار و یک مشکل خرد و کلان دیگر این ولایت.

ولایت بدخشان: مافیای معادن بدخشان متشکل از طالبان، وکلای مجلس و دیگر زورمندان محلی خاین و مزدور، ورود روزانه 300 داعشی به سرحد توپخانه، ورود 200 طالب پاکستانی از منطقه چترال، اعلام موجودیت داعش در بدخشان، معضلات و کاستی های بند برق شورابک، جمع آوری پول های گزاف با مکتوب جعلی در معارف این ولایت، سقوط ولسوالی جرم و دیگر روستاهای اطراف بدخشان، انفجار در ولسوالی کشم، احاطه و تسلط طالبان بر مکاتب و ناامنی بی سابقه ی این ولایت در یک دهه ی اخیر.

ولایت هلمند: خیالی بودن 50 درصد تشکیلات پولیس هلمند، تجاوزهای گروهی طالبان بر زنان در ولسوالی های اطراف، سقوط های مکرر و چندین باره ی هلمند از جمله خانشین و سید آباد، مرگ آمر امنیت بر اثر انفجار ماین، اختطاف غیرنظامیان، گروگان گیری در ولسوالی گرشک، کشته شدن خبرنگار باسابقه و مشهور امریکایی و مترجم افغانستانی وی، استعفای میرزاخان رحیمی والی بدلیل مداخلات گلاب منگل و جبار قهرمان، سقوط هواپیمای باری آذربایجان در این ولایت و از همه مهمتر مافیای بزرگ مواد مخدر و معادن اورانیوم این ولایت متشکل از طالبان و ناتو و مقامات محلی.

همه ی موارد مذکور و بیشمار موارد از قلم افتاده زیر سایه ی حکومت وحدت ملی و بی اعتنایی ارگ ریاست جمهوری رخ داده تا وضعیت امنیتی و اقتصادی مردم ملکی را به مراتب بدتر و غیرقابل تحمل تر از زمان حکومت طالبان نماید و این درحالی است که موریانه های ناامنی به دیگر ولایات نیز رخنه کرده اند.

وقتی مخالفان مسلح اعم از طالبان و داعش به این سرعت و سهولت کنترل 5 ولایت بزرگ و کلیدی افغانستان را در دست گرفته اند حکومت باید از هم اکنون قدرت خود را از دست رفته بداند؛ قفل های سنگین بی ارادگی و بی اعتنایی ارگ ریاست جمهوری از احوالات این ولایات گواهی بر این مدعاست… هیهات!