13615240_490650617795166_3077797383921940275_n

همه مهره های جاسوسی ضد افغانی امروزی، از یک مرکز مدیریت  می شوند

جنرال پرویز مشرف که خود و کشور خالقی دارد؛ خالق سخت مرئوس و جهانخوار و خونخوار؛؛؛در زمان حکومت خود  گفته بود که” ما در تمامی موئسسات دولتی و غیر دولتی افغانستان مهره های مان جا به جا شده است” .

 پرویز همچو سایر کرنیلان و جرنیلان و جنرالان عبدالرشید ها و کلیه عمال استخباراتی و تقاعدی آی ایس آی آیا می توانند درین مورد بی هراس به کرات و ممات اذعان دارند؟ البته این جرئت و شجاعت افشاگری را بدون حمایت و استشاره خالق شان  که همانا انگریز است می توانند داشته باشند؟ ابدا که نه!

در ارگ و سپیدار؛ ودر قوای سه گانه شروع تا جزوتام های قوای مسلح و احزاب عدیده ی مزدور… همه و همه…مهره ها جا داده شده است.

 در اول توجه شما را به چند خبر مختصر روز در مورد مهره های اطلاعاتی و جاسوسی ی افشاء شده جلب می نماییم  و بعدش، عوامل و مدیریت اصلی استخبارات مزدور را نیزبه مطالعه ی شما پیشکش می کنیم.س

13612103_490650527795175_3491413696261010183_n

سخنگوی وزارت دفاع ملی، طالب است

طرفداران طالب از دل حکومت برمی خیزند

دولت وزیری سخنگوی وزرات دفاع ملی گفته است: ما طرفدار و علاقمند درگیری میان گروه طالبان و شبکه حقانی نمی باشیم، چون دو طرف درگیر افغان ها هستند و ناحق تلف می شوند

security-7-june-15.

وزیری پیش از این همچنان آرزو کرده بود، اگر ملا منصور رهبر طالبان نامزد ریاست. جمهوری گردد، برایش رای خواهم داد. شبکه خبری اطلاع رسانی افغانستان

مطالب مرتبط:

غنی – کرزی و عبداله  در حمایت از مهره های  سی آی ای

خلیل اندرابی بعنوان جنرال احتیاطی وزارت داخله گماشته شد

به گزارش شبکه اطلاع رساني افغانستان (afghanpaper)، خلیل اندرابی فرمانده پیشین پولیس میدان وردک که چندی قبل به جرم همکاری با طالبان بازداشت شد، در حال حاضر به دستور رییس جمهور غنی بعنوان جنرال احتیاطی وزارت داخله منصوب شده است.

اندرابی متهم به انتقال مسوول استخبارات طالبان از بغلان به کابل بود که بدون رسیدگی به این مساله، وی از سوی رییس جمهور سمت جنرالی کسب کرد

خلیل اندرابی به ضمانت چه کسی آزاد شده است؟

13427811_1268396743212931_6999771508014344384_n

خلیل اندرابی فرمانده پولیس پیشین میدان وردک در حالی دستگیر شد که قاری ظاهر مسوول استخبارات طالبان در بغلان در موتر او گرفتار شد. این مقام نظامی به دستور رییس جمهور بازداشت و هیاتی متشکل از نهاد های عدلی، قضایی و امنیتی برای بررسی و روشن شدن این موضوع انتخاب شد.

این مقام امنیتی در صحبت با رادیو آزادی این همه را برخودش دسیسه و تهمت دانست و همینطور در رد شایعاتی که گفته می شد در ترکیه است گفت: در افغانستان حضور دارم و پس از بررسی نهاد های عدلی و قضایی آمادهی پاسخگویی به سوالات مردم هستم.

دادستانی کشور اعلام کرد که تحقیق بر سر پرونده ی خلیل اندرابی همچنان ادامه دارد و تا زمان صدور حکم قطعی این مقام امنیتی آزاد خواهد بود.

محمد عبده عضو کمیسیون عدلی و قضایی مجلس نمایندگان در اینباره می گوید: اسنادی که علیه فرمانده امنیت میدان وردک وجود داشته و با توجه به وی موقف نظامی داشته‌ است، حکومت نباید در این باره غفلت بکند و وی را با قید ضمانت رها سازد. وی باید سلسله مراتب خود را در قسمت رفع اتهام سپری کند و در صورت گرفتن براعت می‌تواند آزاد باشد در غیر آن آزادی در بدل ضمانت درست نیست.

اما هنوز هیچ کدام از مقامات پاسخ صریحی به این پرسش نداده است که اقای خلیل اندرابی به ضمانت چه کسی آزاد و آیا اصلا این آزادی قانونی می باشد یا خیر؟

دو منظر متفاوت از یک جاسوسی آشکار

146537064019

درحالی که بارها و بارها، نهادهای مدنی، فعالان سیاسی، نمایندگان غیر وابسته به ارگ در شورای ملی، اپوزیسیون و منتقدان حکومتی از ارتباط تنگاتنگ و مستقیم اعضای تکیه زده بر چوکی ها و سران دولت و اقوام و اقارب شان با غربی ها دم می زدند و مصداق و شاهد می آوردند؛ همه در سکوت امریکا و انکار افغانستان گم می شد.

تکذیبیه ها و بیانیه های شدیداللحنی که از بعضی دوتابعیتی ها و مزدوران امریکایی در رد و انکار و حمله بر افشاکنندگان منتشر می شد؛ آب سردی بود بر التهاب افغانستان استعمار شده توسط استکبار جهانی اما از آنجا که ماه پشت ابر نمی ماند سرانجام وزارت خارجه امریکا لب به اعتراف گشود.

با هک شدن ایمیل هیلاری کلینتون وزیر خارجه سابق امریکا و نامزد ریاست جمهوری فعلی، ارتباط مستقیم و ردوبدل شدن اطلاعات محرمانه توسط احمد ولی کرزی برادر حامد کرزی، محمد ضیا صالحی و تنی چند از ارگ نشینان پیشین به کلینتون در قبال دریافت معاشات از سازمان اطلاعات مرکزی امریکا CIA افشا شد.

این نخستین باری نیست که رسوایی یانکی ها حدیث کوی و برزن افغانستان می شود و نیز دست جاسوسان و مزدوران و غلامان حلقه به گوش غرب را پیش مردم ملکی و نهادهای مدنی باز می کند؛ تا مهر تاییدی باشد بر آنچه افکار عمومی می دانستند و حدس می زدند.

دیگر اینکه، جاسوسی آشکار و خیانت به میهن و سرزمین مادری، از عملکرد و کردار چندین و چندساله … و … ها در پست ها و چوکی های مختلف به خوبی مشهود و محسوس بود و گزارش تایمز به نقل از وزارت خارجه امریکا، تنها ختم قایله ی انکار و تکذیب بود و بس.

زمانبندی یانکی ها درخصوص محرمانه نگه داشتن اطلاعات، زمان درز تدریجی، افشای عمومی و انتشار گزارش مستند درخصوص جاسوسی ها و جاسوسان یا لیست حقوق بگیران نمک گیر شده از سی آی ای، کاملا حرفه ای و باتوجه به منافع میان مدت و بلندمدت ابر قدرت غرب است.

به عبارت دیگر و بیان ساده تر، امریکا تا زمانی که به مهره های خود در بدنه ی ارگ و در پایه های حکومت تحت امرش (اینجا مخصوصا افغانستان اشغال شده) نیاز داشته باشد؛ شأن و شخصیت و اعتبار و حاشیه ی امن آنان را حفظ می کند و به محض احساس خطر یا اتمام پروژه، آنان را ترور شخصیتی کرده و از سر راه برمی دارد.

در ارتباط حکومت های کنونی و پیشین با حامیان امریکایی آنها جای هیچ تردیدی نیست، اما شیوه استفاده یا سوء استفاده کاخ سفید از مزدوران و جاسوسانش یا تاریخ انقضای مهره های در خدمت غرب، درس عبرت بزرگی برای عمر زاخیلوال و ملاتره خیل و حنیف اتمر و …. است. باشد که پند گیرند.

 

آی ایس آی  یعنی ملعبه ی  ام آی سکس و نفوذ آن در افغانستان

31AED5DC-8DA8-4221-9052-EAB17CB4BCC1_w800_h450 

نفوذ آی اس آی در نهادهای دولتی افغانستان دیده می شود.

آصف آشنا تحلیلگر مسایل سیاسی گفت: ضعف در سیاست افغانستان ناشی از نفوذ بسیار جدی و ساختاری آی اس آی پاکستان در میان نهادها و ساختارهای دولتی ما است

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpapaer)، وی افزود: نباید فراموش و کتمان کنیم که دست های پاکستان و یا ملاهای پاکستان در درون نظام افغانستان نفوذ کرده است. ممکن است بعضی مقام های دولتی بخواهند در این راستا موفق عمل کنند ولی نفوذپذیری نظام و دستگاه حکومتی ما آن قدر بالا است که در لایه هایی که اصلاً قابل تصور نیست مهره های استخباراتی پاکستان نفوذ کرده اند و متاسفانه به بخش عظیمی از اطلاعات ما دسترسی دارند.

گفتنی است همواره برخی از آگاهان امور سیاسی از سیاست نادرست دولت در مقابله با حملات پاکستان اعتراض کرده اند و آن را به دلیل ضعف مدیریت رهبری سیاسی کشور و وجود برخی از مهره های نفوذی استخبارات پاکستان در بین مقام های حکومتی دانسته اند.

///////////////////

مدیریت همه بازی ها زیر چتر  اِم آی سکس

اسلام هدف یا اسباب رسیدن به عمق استراتیژی – هیولای ام آی سکس، سی آی ای، آی ایس آی و ایران

سیاست داخلی ، خارجی و اقتصادی هر کشور را موقعیت جغرافیایی جیوپولوتیکی و ارزشهای جیولوژیکی آن تعین میکند. افغانستان از نظر موقیعت جغرافیایی، بام بلند استراتیژیک قرن بیست ویکم کلید دسترسی به معادن دست نا خورده غنی، کلید مهار کننده جمهوریت های تازه به استقلال رسیده آسیا میانه کلید فشار و به مهار کشاندن چین، روسیه و ایران تثبیت شده است.

در سیاست های استخباراتی MI6- CIA – ISI و ایران در پنچ دهه اخیر در افغانستان ومنطقه گاهی از چیزی صحبت میشود ولی هدف چیزی دیگر میباشد و گاهی هم هدف اصلی مسکوت گذاشته شده و روی هدف ثانوی تمرکزی میگیرد، هدف که تحقیق آن خود به خود راه را برای هدف اصلی هموار میسازد.

بین سالهای ۱۹۸۲ و ۱۹۹۰ مثلث استخباراتی CIA،ISI و اطلاعات عربستان سعودی زیر چتر MI6 انگلیس بیش از سی هزار جنگجویان اسلام گرا را از ۴۲ کشور جهان به شعبات ISI (مدارس دینی) پاکستان پرداخت، نخست تحت نام جهاد علیه شوروی استفاده شد و فعلاً تحت نام القاعده و تروریزم جهت گوش مالی و تضعیف ارزشها مالی ومعنوی آمریکا در جهان. MI6  توانست آمریکا را که بودجه دفاعی آن معادل کل بودجه دفاعی جهان است تحت عنوان مبارزه با تروریزم و دست رسی به ارزشهای دموکراسی، سیاست خارجی آمریکا را نسبت به جهان اسلام فاقد اعتبار سازد.

امروز امریکا فاقد یک کانال موثر ارتباطی با مسلمانان و جهان اسلام است، چیزیکه MI6 انگلیس در آرزوی آن ستاره شماری دارد تا نفرت از آمریکا تبدیل به یک پدیده جهانی شود.

MI6  به کمک ISI و اطلاعات ایران آمریکا و اروپا را در قالب نا تو در مبارزه با تروریزم در افغانستان در گرو گذاشته است، ناکامی ناتو در افغانستان در واقع به از هم پاشی ناتو خواهد انجامید.

MI6 در ده سال اخیر در افغانستان کوشید تا سازمان ملل متحد، آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا، باید کمک ها و استراتیژی هایشان را با حکومت افغانستان هماهنگ می کردند، همیشه به چالش کشانید (MI6 با تلاش های زیاد کوشید تا پای آلمانی ها را در جنگ جنوب افغانستان بکشاند، با ترور مامورین ملکی آلمان در مسیر شاهراه مزارسمنگان و کابل سالنگ شمالی،حمله تروریستی به سربازان آلمانی در داخل قطعه نظامی آنان در ولایت بغلان که باعث کشته شدن چندین سرباز آلمانی گردید. هیچگاه نگذاشت برنامه های انکشافی آلمان در افغانستان به خوبی تطبیق شود. این MI6 بود که با طیارات هلیکوپتر افراد القاعده و طالبان افراطی را از جنوب افغانستان به صفحات شمال و شمال شرق جهت وارد نمودن فشار به آلمانی ها دیسانت و اکمال می کرد، در آن زمان حامد کرزی طی کنفرانس مطبوعاتی اظهار داشت، اطلاعات که ازطرف نهاد های امنیتی به ما میرسد نشان دهنده یی آن است که طیارات نا شناس افراد القاعده و طالبان را از صفحات جنوب کشور به شمال و شمال شرق کشور دیسانت و اکمال می کنند.) آمریکا از نخستین روز های بر قراری مناسبات رسمی با افغانستان از طریق مشوره و تفاهم با MI6 پیش رفته است، چنانچه نخستین سفیر آمریکا در افغانستان به کار آغاز نمود وظایف خود را زیر مشوره و تفاهم با سفیر بریتانیا در کابل پیش میبرد و از همان هنگام تا کنون پالیسی آمریکا بر مبنای خشنودی و رضایت MI6 و پاکستان در مورد افغانستان استوار بود وتا فعلاً شاید تا چندین دهه آینده در سرلوحه سیاست آمریکا قرار داشته باشد.

آمریکا در ده سال گذشته از حکومت افغانستان به مثابه سربازان جهت پیشبرد بازی موش و پیشک استفاده نمود، در حالیکه بسوی پاکستان منحیث متحد اصلی و قدیمی خود در منطقه به عنوان کلید اصلی ثبات افغانستان در دستان آن قرار دارد نگاه میکند.

انگلیس ها پشتونیستان و کشمیر را در کنار افغانستان و پاکستان در دو سوی پاکستان بعنوان پایگاه همیشگی و باب الورود خود به مثابه درد سر منطقه میراث گذاشته تابرنامه های کاملاً حساب شده اش را در دراز مدت اعمال نماید. سیاست مداران پاکستان از آغاز ایجاد پاکستان تا هم اکنون با پشتیوانه MI6 انگلیس جزء این سازمان شده و وارد معاملات سیاسی نظامی و استخباراتی در منطقه خصوصاً افغانستان گردیده و می گردد.

میکانیزم رهبری و هدایت پاکستان در رابطه با موقیعت کشور های تازه با استقلال رسیده آسیا میانه، چین، ایران و افغانستان آمریکا و انگلیس را به تفاهم و گفتمان منافع مشترک انرژی نفت رساینده است.

و بهترین اسباب رسیدن به این منافع استفاده از دین مقدس اسلام را انتخاب کرده اند( مبارزه با تروریزم)

یکی از بزرگان گفته است پاکستان به سیاست انگلیس، به فرهنگ هندو و به نام مسلمان است. گفته های اخیر طاهر اشرفی رییس شورای علمای پاکستان که انتحار در افغانستان روا است و در پاکستان نه. گرچه این حرف ها چیز تازه نیست این گفته ها همه روزه در مدارس پاکستان تبلیغ میشود. مدارس اسلامی ، احزاب اسلامی و علما بنام اسلام پاکستان که بخش از شعبات ISI که توسط MI6  تهداب گذاری شده و زیر چتر آن اهداف انگلیس ها را در منطقه پیاده میکنند. اسلام عزیز و مقدس نزد علما و دولت مردان پاکستان هدف نیست بلکه اسباب رسیدن به اهداف استراتیژی MI6،CIA  و I S I در افغانستان و منطقه ( انرژی نفت در نقاب مبارزه با تروریزم میباشد) هر عضوی مدارس مذهبی پاکستان پیش از آنکه یک عالم دین باشند مامورین MI6 در قالب

I S I هستند. آیا انسان خلیفه خدا در روی زمین نیست؟ پول های هنگفت CIA عقل، ذهن و هوش دولتمردان و علمای پاکستان را کور ساخته است. اینکه ملت پاکستان تا کی و کجا وضیعت را تحمل نموده و می نمایند، بستگی به شناخت و حمایت شان از اسلام و منافع مسلمانها نسبت به منافع استراتیژیک MI6  و I S I در منطقه و جهان داشته و دارد. از کودکی تا جوانی از جوانی تا پیری از پیری تا به کی؟ اما دیده میشود نطفه یی را که MI6  بنام پاکستان و I S I در منطقه زاده  و تهداب گذاری نموده تا به ثریا به همان شکل ادامه خواهد یافت. اگر از کشانیدن قشون سرخ به افغانستان تا جنگ خلیج فارس و از سرنگونی حکومت های مصر، لبیا و آشوب نظام سوریه و ده سال جنگ در افغانستان دقیق شویم در می یابیم که در عقب تمام این بحرانسازی ها، اختناق، دهشت، انتحار و ترور جهت تأمین منافع مشترک انگلیس و آمریکا بوده وهمیشه آمریکا ابتکار جنگ و صلح (نفت و دموکراسی) را خود در دست داشته است.

تحقیقات ده سال اخیر که توسط دانشمندان امور نظامی و سیاسی در سطح جهان صورت گرفته کاملاً واضح میسازدکه پلان لشکر کشی به افغانستان تحت نام مبارزه با تروریزم (القاعده) در سال ۱۹۹۷ ترتیب یافته بوده است.

برنامه خریداری و جمع آوری راکت های استنگر از نزد قوماندانان جهادی(تا هنگام حملات هوایی به افغانستان طیارات انگلیس و آمریکا بتوانند بدون کدام خطر اهداف خود را بمباردمان کنند) پلان حذف و ترور احمد شاه مسعود سه سال قبل در انگلستان توسط MI6  طراحی شده بود.

طرح و ترتیب مانور های نظامی در کشور های عربی عمان و مصر و وصول کشتی ها و ناب شکن های هوا پیما بردار بطرف خلیج فارس و بحیره هند بسیج ساختن تمام نیرو های سازمان ناتو به سمت افغانستان همه این ها سه سال قبل از ۱۱ سپتمبر پلان گذاری شده بود.

بناءً افغانستان در برابر یک برنامه از پیش تنظیم شده تحت نام جنگ علیه تروریزم قرارگرفت، هیچ سازمان استخباراتی در جهان به اندازه MI6 و CIA از چگونگی شکل گیری در توسعه القاعده اطلاع و آگاهی نداشته است. چرا که دست پرورده خودشان بودند این سازمان تروریستی را کی هسته گذاری و به چی منظور از دهه ۶۰ الی اکنون استفاده بعمل میاورد. بسیار ساده لوحانه است که گمان کنیم آمریکاه مبالغ ملیارد دالری را در افغانستان فقط بخاطر مبارزه با تروریزم و دموکراسی هزینه کرده است.

آمریکا اهداف بسیار بزرگتری را با همکاری MI6 و I S I در فرا راهی مبارزه با تروریزم در افغانستان دنبال میکند. هیئات حاکمه آمریکا پیش از اینکه خادمین دولت آمریکا باشند سهمداران غول های نفتی اند.

MI6 همانطوریکه شوروی را به افغانستان کشانید و پوزش را به زمین مالید، پس از جنگ سرد آمریکا نیز به سوی قدرت بلامنازع جهانی شدن است، برای گوش مالی آمریکاو اتحادیه اروپا جال عنکبوت را تحت نام طالبان و القاعده بافته و همه را در چنگال آن آویخته است، این MI6 نبود که اسامه بن لادن را هفت سال در بین خانه های جنرال های I S I نگهداری میکرد!

نیاز به حضور نظامی آمریکا در افغانستان مدیون بحران است که خود در پشت سرا آن قرار دارد. با سپری شدن ده سال جنگ تحت نام مبارزه با تروریزم و آوردن دموکراسی در افغانستان نه تنها تروریزم از بین نرفت بلکه روز تا روز انکشاف پیدا کرد. بسیار تعجب آور است که سیاسیون آمریکا هنوز هم فکر نمی کنند که چرا و چگونه موفقیت شان این گونه به بازی گرفته شده است: در حالیکه می توانستند موفقیتی و موقیعتی بهتر از این داشته باشند، چرا دست آورد ها و پلان های آمریکا در این ده سال در اغفال قرار گرفته ؟

اگر بصورت موشگافانه تحلیل و ارزیابی شود دیده میشود، سیاسیون آمریکا خود آگاه و نا خودآگاه در چنگال عنکبوت MI6  گیر افتاده و از طریق سیاسیون پاکستان که همانا انگلیس های کهنه کار است هدایت و رهبری میشوند. به همین دلیل دیده میشود که عملکرد آمریکای ها توسط انگلیس ها و جامعه جهانی توسط آمریکا اغفال گردیده است.

متاسفانه سیاست مداران آمریکا تنها از توصیه و سرنوشت شوروی در رابطه با افغانستان عبرت نگرفته که به تحلیل و تفسیر های غلط پاکستانی های انگلیس تبار اعتماد نموده و در یک حرکت دو گانه افغانستان را می توانستند بسازند در حال از دست دادن اند.

MI6 در ده سال اخیر در افغانستان پلان های آمریکا را توسط I S I و سازمان اطلاعات ایران به چالش کشید؛ حکومت و دولتمردان افغان را طوری اغفال نمود که هیچگاه نتوانستند از میان ایران و جامعه جهانی خصوصاً آمریکا یکی را انتخاب کند. با ایجاد چنین چالش فرا روی آمریکا و افغانستان تمام پلان ها غیر شفاف و آگنده از بی اعتمادی گردید، این چالش بی اعتمادی باعث شد که پاکستان را در موقعیت بهتر از گذشته قرار دهد تا موازی با اعمال فشار نظامی و دیپلوماتیک بر آمریکا نیست به دیدگاه استراتیژیک پاکستان در محور افغانستان قانع کند که خروج از گرداب افغانستان فقط از راه همکاری و کمک پاکستان عملی شده می تواند.

MI6 به کمک I S I  و ایران از طرح و تطبیق خط لوله گاز ترکمنستان از طریق افغانستان کوشیده هرگز به سوی شبه قاره هند از طریق افغانستان عملی نشود. چرا مشکل بند سلما طی این ده سال حل نمی شود و به بهره برداری سپرده نمیشود؟

ایران در سال های بین ۱۳۷۱-۱۳۸۱ موفق شد تا زیر ساخت ها فنی ذخیره آب افغانستان را برای خودش به پایه اکمال برساندو راه بازگشت دوباره آب به افغانستان را برای همیشه مسدود کند. ایران از دهه هفتاد تا اکنون در تلاش گرم نگهداشتن نا امنی و بی ثباتی در افغانستان بوده تا از این فرصت تأسیسات آبی خود را اکمال کند و از سوی دیگر پروژه انتقال خط لوله انرژی نفت از ترکمنستان به سوی افغانستان و پاکستان را به سود خویش سپوتاژ کند.

ایران در جنگ نا فرجام مخفی علیه آمریکا، حکومت کابل را بطور دوستانه به گرو گرفته است، حمایت از ایران بدلیل ارسال بسته های پول به تمام مقامات ارشد، حکومت را در حالت برزخ قرار داده است.

هریک از بازیگران رقیب در این منطقه به تقلید از خود غربی ها، اکنون می توانند برای دفاع از حریم حیاتی خویش، قدرت بحران آفرینی و هنر استفاده از تروریزم را به نمایش بگذارند، تفاوت دردناکی که حالا غرب از آن هراس دارد آن است که تروریزم ساخته شده از قفس نظارت و مدیریت غرب فرار کرده وگه گاه اجازه میدهد که دشمنان غرب (ایران، روسیه و چین) نیز از کمالات تروریزم در مقابله با غرب بهره بگیرند. پدیده تروریزم در افغانستان تبدیل به یک بستر استفاده جویی کشور های پاکستان و ایران جهت رسیدن به منافع استراتیژیک شان شده است.

حکومت حامد کرزی در عدم درک از سیاست جهان ابر قدرت یکه تاز آمریکا و با گرفتن دو خربوزه دریک دست (آمریکا و ایران) نتوانست سیاست “فیل درگل بند مانده را شاه فیل می باید کشید” ماهرانه و با تدبیر به پیش ببرد که هم خرما بدست آید و هم ثواب، از فرصت های طلایی هم ملت و کشور را به مدارج بلند ترقی و تعالی بکشاندوهم دوستان امروزی (آمریکا) خود را خوش نگهدارد، اما با تأسف بخاطر حفظ قدرت در حال و آینده و جیب خرچی، کشتی بخت افغانستان را در دریای نیرنگ ایرانی ها رها نمود، ایرانی ها یکه بنام اسلام اما در اصل بخش از بازیگران MI6 انگلیس در منطقه اند.

حکومت کرزی فرصت داشت با ساماندهی امور داخلی، ایجاد زمینه و زبان مشترک با مردم در داخل و در سطح بین المللی از امکانات حضور جهان در افغانستان برای تأسیس زیر پایه های ملی بهره ببرد. اما یک دهه نشان داد که سران حکومت ائتلاف در عرصه ثروت اندوزی شخصی به پیروزی های چشم گیری نایل آمدند، اما در انجام ماموریت تاریخی برای بقای افغانستان ناکام شدند.

برای همه افغان ها معلوم است که جناح های چپ و راست نظام سیاسی افغانستان هر دو بدست سازمان های استخباراتی MI6،I SI ، CIA  و ایران اداره میشوند. در نیم قرن اخیر افغانستان واضیح میگردد که بدون تأئید دستگاه های استخباراتی MI6،I S I، CIA،KGB  و ایران هیچ واقعه ای در صحنه سیاست داخلی و خارجی رخ نمیدهد این یک روند استمراری است که به زمان حال و آینده نیز کشیده و کشانده خواهد شد.

ائتلاف های که تحت این و یا آن نام از طرف چهره های شناخته شده سه دهه اخیر در حال شکل گرفتن است، قمار را از قبل باخته اند. ماهیت ظاهری و باطنی این ائتلافیون به مردم و جهان پوشیده نیست، به منظور حفظ و بقای قدرت و بدست آوردن جیب خرچی حاضر اند به هر نوع ائتلاف و معامله دست بزنند. جهاد، مقاومت و اسلام نزد آنان مانند علمای پاکستان هدف نیست اسباب رسیدن به جیب خرچی است و بس، این همان ائتلافیون اند که دولت برهان الدین ربانی را در کنفرانس بن به مسخره گرفتند، دولت که با خون راد مردان تاریخ چون احمد شاه مسعود آبیاری شده بود تمام فیصله های بن بجای اینکه از آدرس دولت رسمی افغانستان صورت می گرفت، بلکه از طریق معامله های شخصی در چوکات بقای قدرت و جیب خرچی اتخاذ گردید. فرزندان این ائتلافیون در یک شب پارتی در شهر دوبی پنچاه هزار دالر را ویسکی و سکاچ به مصرف میرسانند.

ائتلافیون که با اعمار هوتل های پنچ ستاره در شهر کابل و تجارت فحشا در آن مصارف تنظیم و حزب خود را تهیه می کنند، ائتلافیون که روزانه یک تن جو و گوشت مصرف اسب های بزکش و سگ های جنگی شان است.

آیا از ائتلاف این ائتلافیون نسخه حل مشکلات افغانستان بیرون خواهد آمد؟ جواب روشن است نی!

MI6 و ایران از این ائتلاف ها در تطبیق (ماموریت جدید) که همانا تجزیه افغانستان بشکل فدرال است میخواهند استفاده اعظمی کنند تجربه یی که قبلاً نیز توسط ایران انجام شد اما توسط شهید احمد شاه مسعود و شهید ملا عبدلصمد خاکسار خنثی ساخته شد.

بافت اجتماعی افغانستان قمسی گره خورده که هیچ نیرو نمی تواند افغانستان غزیر را تحت نام فدرال تجزیه وتقسیم نمایند، تجزیه افغانستان بمثابه جاری ساختن خون در کوچه کوچه یی افغانستان عزیز است که هیچ مسلمان و افغان متدین خواهان چنین چیز نیست و نخواهد بود.

با کشته شدن بن لادن پروژه A بازی بزرگ تکمیل گردید بخش B بازی بزرگ تحت نام ماموریت جدید هیولای پس از ۲۰۱۴ در حال تطبیق شدن است.

(ماموریت جدید) در دو فاز در حال شکل گیری و تطبیق است، فاز نخست توسط MI6  و ایران پیش میرود که همانا تجزیه افغانستان تحت نام فدرال است که در قالب ائتلاف ها در حال شکل گرفتن است.

و فاز دوم که توسط I S I  و CIA تعقیب میشود سیاست مراجعه دوباره طالبان و حزب اسلامی در دستور کار است. پیروزی دیپلوماسی نرم افزار پاکستان موازی با برخورد سخت افزار ده ساله در میدان های جنگ و همسوی تیم خاص در داخل حکومت افغانستان، راه را برای رسیدن طالبان و حزب اسلامی به مرکز قدرت هموار کرده است.

آمریکا اکنون قانع شده است که به کمک پاکستان و نیروهای طالبان و حزب اسلامی رژیم را در کابل را تغیر بدهد یا تغیر را طورعملی کند که یک حکومت انظباتی قایم بوجود آید که ثمره تدبیر پاکستان و مصلحت آمریکا باشد. پاکستان و آمریکا در خصوص تعین چگونگی نظام آینده و نقش افغانستان در منطقه به توافقات اعلام نا شده دست یافته اند.

شورای صلح بر سر هیچ بازی می کند، هدف از ایجاد شورای صلح صرف به مصرف رساندن پول های اوپراتیفی استخباراتی (ماموریت جدید) که همانا آزاد سازی سر حلقه طالبان و با اغوا کشاندن افکار جهانی تحت عنوان پروژه صلح در افغانستان است و بس، قطعه اصلی در دست پاکستان و آمریکا است. دولتمردان و ائتلافیون افغان خود آگاه و ناخود آگاه چنان عملکرد های را در سیاست داخلی و خارجی از خود نشان میدهند که کاملاً مطابق به پلان طرح شده پاکستان و آمریکا به جلو میروند نخست به همکاری شورای صلح طالبان از زندان های پاکستان آزاد شوند اسامی ۱۳۸ تن از سر حلقه های طالبان از فهرست سیاه شورای امنیت خط زده شود. زندان بگرام تخلیه و (طالبان را زیر نظر قرار داده و بصورت منظم و هدفمند آن را دنبال نموده و در پی بهره برداری از آن هستند) طرح کاهش نیرو های امنیتی افغانستان عملی گردد. اردوی که در آن دین مادر وطنی(دوره مکلفیت احتیاط) وجود نداشته باشد مانند افراد مزد بگیر اند که در صورت عدم پرداخت معاش خود با سلاح دست داشته یا طالب یا حزب اسلامی و یاهم با باند های مافیای گره خواهند خورد. در ده سال فرصت های ملیارد دالری دولتمردان افغان چنین اردوی را تهداب گذاری نموده اند.

نیرو های خارجی خارج نمی شوند راه را برای داخل شدن طالبان و حزب اسلامی به سوی شهر های خصوصاً پایتخت هموار می کنند. تیزاب پاشی بالای نویسنده کتاب (رد پای فرعون ) رزاق مامون، افشا گرکه پرده از چهره بنام اسلام MI6 ایران برداشت. چهره آخند زاده های که دعوای پیروی از مکتب اسلام و انقلاب حسینی را دارند، در حالیکه کاملاً قدم به قدم با تعلیم و تربیه ابلیس صفت های MI6  پیش میروند. اسلام عزیز و مکتب حسینی نزد آنها مانند علمای پاکستان هدف نیست بلکه اسباب رسیدن به اهداف MI6 که همانا تضعیف نمودن آمریکا در منطقه است و بس،آیا ترور مشاور آمریکایی در تعمیر مقام ولایت کابل تثبیت کننده چنین چهره ایرانی های MI6 صفت نیست؟ این که حامد کرزی امروز در سخنرانی هایش آمریکا را متهم به چالش کشیدن حکومت افغانستان و مذاکره با طالبان میکند، این ناشی از جنون حفظ قدرت ائتلافی و لنگر انداختن به طرف MI6 و ایران است و از سوی دیگر کرزی وقت از خواب غفلت بیدار شده که (بازی را از قبل باخته ) بخش B بازی بزرگ ( ماموریت جدید) آغاز شده و نقش کرزی را با سیاست گرفتن دو خربوزه در یک دست (بلند وزن نمودن ایران نسبت به آمریکا) به انقضای تاریخ تحول کرده اند. ای کاش کرزی صاحب از اوایل حکومتش میگفت گرگ آمده گرگ! که امروز مردم با برنامه مشترک با حکومت تدابیر مدبرانه را در برابر گرگ در لباس میش (آمریکا) اتخاذ و چون دیوار مستحکم در مقابل آن ایستاده میشدند. اما با تأسف کرزی صاحب در دوازده سال گذشته چیزی را که کشت کرده امروز با داس ایرانی های MI6 صفت درو میکند اگر عقیب سخنرانی های اخیر کرزی صاحب را به طور دقیق موشگافی و جمع بندی کردسوال ایجاد میشود که آیا برای سرعت بخشیدن تطبیق ( ماموریت جدید) خود کرزی صاحب به یک وسیله موثر تبدیل نشده است؟

یا خود یکی از مهره های کلیدی ( ماموریت جدید) در فاز دوم که همانا مراجعه دوباره با حزب اسلامی و طالبان است.

ای هموطن عزیز!  مقصر کیست؟ چه باید کرد؟ راه حل چیست؟

ما که از ده سال بدینسو قربانی منافع ملی دیگران شده ایم، امروز جهت نجات ملت و کشور نیاز مند آنیم تا نحوه عملکرد بازیگران دخیل در بحران را  ریشه یابی نموده و راه های بیرون رفت از این با تلاق خونین را جستجو نمایم، نخستین قدم در این مبارزه پرده برداری از چهره بازیگران منطقوی و فرا منطقوی  است و قدم دومی به راه انداختن یک گفتگو و تفاهم صادقانه و سریعانه ملی است. این گفتمان ملی در حالیکه اساسی ترین قدم در راه تاسیس افغانستان نوین و نیرو مند بشمار میرود، دشمنان زیاد خواهد داشت. دشمنان داخلی این تفاهم کسانی اند که از تفرقه افگنی تغذیه میشود و به منصب میرسند و دشمنان خارجی آن کسانی اند که سیاست های شان را درقبال کشورما بر بنیاد تمایز و اختلافات نژادی، سمتی و مذهبی جهت تطبیق استراتیژی درازمدت شان قرار داده اند.

تا زمانیکه ما به عنوان یک ملت واحد از خود واکنش نشان ندهیم، خدمت گذاران بازی بزرگ MI6و CIA درمنطقه هر روز ملت و کشور ما را زیر لگد های این بازی به خاک وخون می کشانند، واکنش های خود را باید با ایجاد فضای که پاسخ های دندان شکن برای بازیگران و خدمت گذاران بازی بزرگ MI6، CIA و ایران در منطقه در برداشته باشد همرا ه سازیم و از راه شناساندن و افشا کردن برنامه هایشان بنیش مردم را نسبت به آنان افزایش دهیم و در مقابل آنان چون سدی محکم بایستیم . نویسنده الحاج غلام جیلانی “وهاج

Advertisements