472861

سناريوي در هم كوبيدن ناتو توسط شوروي

در ابتداي سال هاي دهه ٨٠ ميلادي قرن بيستم، سازمان پيمان آتلانتيك شمالي – ناتو، دكترين هسته اي خود موسوم به “دفاع انعطاف پذير” را به مورد اجرا درآورد كه در آن مي توانست از تسليحات هسته اي استفاده كند، اما موفقيت او بايد در وهله اول در بكارگيري از تسليحات متعارف می بود.

بر اساس مطلب منتشره در The National Interest، پس از افشاي طرح سري شوروي تحت عنوان “هفت روز تا رود راين”، مشخص شد كه در صورت بروز جنگ، ناتو بازنده آن بوده چرا كه اتحاد شوروي، زودتر از آنها دست به حملات هسته اي مي زده است.
پس از پايان جنگ سرد، دولت لهستان اسناد محرمانه شوروي را منتشر كرد كه برنامه احتمالي جنگ بين كشورهاي عضو پيمان ناتو و ورشو از جمله آنها بود. طبق نوشته The National Interest ، طرح موسوم به “هفت روز تا رود راين”، كه بر اساس آموزش هاي نظامي سال ١٩٧٩ تدوين شده بود، امكان ضربات اتمي ناتو به ٢٥ هدف در خاك لهستان را پيش بيني كرده بود. به عقيده اين نشريه آمريكايي، طرح ضد حمله سريع و غافلگيرانه اتحاد جماهير شوروي به ناتو، به مثابه “پرده اي است كه ماهيت واقعي درگيري احتمالي را پنهان كرده بود”.
اين مجله در ادامه نوشته است كه در سال هاي ٨٠ ميلادي، ناتو از دكترين “دفاع انعطاف پذير” تبعيت مي كرد. لذا با اينكه اين پيمان آماده استفاده از تسليحات هسته اي بود اما مي بايست تلاش مي كرد تا پيروزي خود را بر مبناي تسليحات متعارف بنا كند. اين اساسي ترين تفاوتِ طرح ناتو با پيمان ورشو بود كه طبق اطلاعات فاش شده، شوروي بكارگيري تسليحات اتمي را اجتناب ناپذير و از همان ابتدا قابل استفاده مي دانست. به عقيده نويسنده اين مقاله، وجود چنين تصوري در بين اعضاي پيمان ورشو، از مزيت راهبردي ويژه اي برخوردار بود.

بر اساس طرح “هفت روز تا رود راين”، شهرهاي هامبورگ، دوسلدورف، كلن، فرانكفورت، اشتوتگارت، مونيخ و بن- پايتخت آلمان غربي، در تيرس و نابودي نيروي هسته اي شوروي قرار مي گرفت. انهدام مقر اصلي ناتو در بروكسل, و همچنين بندر آنتورپ بلژيك، بندر آمستردام — پايتخت هلند، و دو هدف ديگر در دانمارك نيز در انتظار دريافت چنين ضربات هسته اي قرار داشتند. بدين ترتيب نقش رهبري پيمان آتلانتيك شمالي، ساقط شده و دولت هاي آلمان، بلژيك، هلند و دانمارك، سقوط مي كردند. سپس قرار بود تا اين كشورها ظرف ٧ روز، اشغال شوند. علت انهدام بنادر هامبورگ، آنتورپ و آمستردام در اين بود كه بتواند به طور جدی امکان انتقال قواي كمكي ناتو از طريق بریتانیا و آمريكاي شمالي را محدود کند.
نيروهاي كلاسيك بايد بكارگيري پس از انجام ضربات هسته اي وارد عمل می شدند. در نظر بود كه طبق طرح “هفت روز تا رود راين” لهستان با تبديل شدن به منطقه راديواكتيو، اتحاد شوروي را از نيروهاي او در آلمان شرقي، چكسلواكي و مجارستان جدا كند. تعداد و امكانات اين نيروها به همراه ارتش هاي آلمان شرقي، چكسلواكي و مجارستان، براي شركت در عمليات جنگي، كفايت مي كرد. اين ژورنال در ادامه مي نویسد كه ارتش لهستان نيز مي توانست در طرح مذكور مورد استفاده قرار گيرد اما در سال ١٩٧٩، اتحاد جماهير شوروي به شواهدي دست يافت كه آينده سياسي اين كشور را مورد ترديد قرار مي داد.
نويسنده مقاله تاكيد دارد كه اين طرح، نشان دهنده دو واقعيت است. اول اينكه در صورت حمله غافلگيرانه، مهمترين قوا، نيروي هاي زميني هستند چرا كه بسته به سرعت پیشروی آنها، پايگاه هاي هوايي و امكانات دريايي ناتو، سريعتر نابود مي شدند. دوم اينكه ناتو بازنده اين جنگ بود، آخر استراتژی بكارگيري سلاح اتمي در برنامه جنگي ناتو تدريجی، اما طرف مقابل از همان روز اول می توانست سلاح های هسته اي خود را مورد استفاده قرار دهد.
اين نشريه در خاتمه مي نويسد: “هميشه در اروپا احتمال وقوع جنگ جهاني سوم را بسيار اندك، اما همزمان خطرناك تلقي مي كردند. اما ما مي دانيم كه تشديد و روآوردن به جنگ هسته اي نه تنها قابل وقوع، بلكه تضمين شده بود. تنها سوال اين بود كه بروز جنگ هسته اي در چه مقياسي تداوم پيدا مي كرد و آيا در خاتمه، اثری از تمدن بشري یافت می شد يا نه.”

Advertisements