جدی شدن احتمال قطع حمایت آمریکا از گروه‌های معارض سوری

در ۲۴ ساعت گذشته، اوضاع میدانی جنگ در سوریه، به شکلی جریان یافته که از احتمال وقوع تحولی مهم در وضعیت این کشور و همچنین راهبرد آمریکا نسبت به سوریه حکایت دارد. از یک سو، آمریکا کاهش حمایت از گروه‌های معارض به اصطلاح «میانه رو» را تأیید کرده و از سوی دیگر، ارتش سوریه توانسته به پیروزی‌های مهمی علیه معارضین دست پیدا کند.

به گزارش «تابناک»، پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر قطع پشتیبانی هوایی آمریکا از معارضین سوری، اشتون کار‌تر، وزیر دفاع ایالات متحده، در اظهاراتی ضمن تأیید این موضوع، از تمرکز بر مبارزه با داعش در عراق سخن گفت. این امر، گمانه‌هایی را درباره احتمال تغییر اهداف و رویکرد واشنگتن در جنگ داخلی سوریه مطرح می‌کند.

سایت شبکه خبری «سی ان ان» نوشت؛ اشتون کار‌تر، وزیر دفاع آمریکا تأیید کرده که جت‌های پشتیبانی آمریکا در سوریه ـ که برای حمایت از معارضین به این کشور اعزام شده بودند ـ آن‌ها را‌‌ رها کرده و برای حمله به مواضع داعش، عازم فلوجه عراق شده‌اند.

چند روز پیش خبر رسیده بود که دست کم یکی از جت‌های پشتیبانی آمریکا، معارضین سوری را در جریان مبارزه با داعش در منطقه «البوکمال» سوریه‌‌ رها کرده و عازم جنوب فلوجه شده تا در آنجا در روند مبارزه با داعش به فعالیت بپردازد. این در حالی است که گزارش شده به جز البوکمال، شماری از جت‌های آمریکایی از دیگر مناطق نیز رهسپار فلوجه شده‌اند.

همزمان، اخبار منتشره حاکی از آن است که نیروهای معارض سوری آموزش دیده توسط آمریکا ـ که خود را «ارتش جدید سوریه» می‌خوانند ـ در نبرد با داعش در منطقه البوکمال، متحمل تلفات و شکست‌هایی شده‌اند. مقامات آمریکایی همچنین گفته‌اند که برخی تسلیحات و تجهیزات «ارتش جدید سوریه» در پی عقب نشینی این گروه به دست داعش افتاده است.

اما این تحولات در شرایطی رخ داده که ارتش سوریه در روزهای اخیر توانسته به پیروزی‌های حیاتی و مهمی در مقابل گروه‌های معارض به ویژه در نزدیکی حلب دست پیدا کند. در این راستا، نیروهای ارتش سوریه، روز گذشته، موفق شدند مسیر امدادی تروریست‌ها به مرکز شهر حلب را قطع کرده و آن‌ها را عملاً محاصره کنند.

رسانه‌های وابسته به معارضین اذعان کردند که ارتش سوریه موفق شده، جاده حیاتی «کاستیلو» در حلب را قطع کند؛ جاده کاستیلو، تنها جاده منتهی به حلب بود که گروه‌های مسلح داخل این شهر می‌توانستند از طریق آن تجهیزات و نیرو و مهمات دریافت کنند و با قطع شدن آن، گروه‌های مسلح داخل شهر در محاصره ارتش سوریه قرار می‌گیرند.

صبح امروز نیز اخباری منتشر شد، مبنی بر اینکه ارتش سوریه برای بازپس‌گیری مناطق از دست داده طی یک هفته گذشته در شمال لاذقیه، نزدیک مرز ترکیه، عملیات جدیدی را در شش محور آغاز کرد. منابع خبری سوری با اعلام این خبر تأکید کردند که ارتش سوریه، تجهیزات نظامی نیز به این منطقه فرستاده است.

به این ترتیب، وضعیت میدانی در سوریه در شرایطی قرار گرفته که از یک سو، آمریکا حمایت از گروه‌های آموزش دیده توسط خود را کاهش داده و از سوی دیگر، ارتش سوریه مرحله جدیدی از پیشروی را علیه گروه‌های معارض آغاز کرده و با موفقیت در حال پیگیری آن است.

اما نکته مهم اینجاست که این وقایع، به فاصله اندکی پس از مجموعه‌ای از تحولات مهم در عرصه منطقه‌ای و بین المللی رخ می‌دهد. از هفته گذشته تاکنون، رویکرد آشتی جویانه ترکیه در قبال سوریه، گمانه‌هایی را درباره احتمال تغییر رویکرد ترکیه نسبت به بحران‌های منطقه‌ای، به ویژه بحران سوریه مطرح کرد و همزمان، بحث‌هایی جدی درباره همکاری و هماهنگی آمریکا و روسیه به منظور حل و فصل بحران سوریه منتشر شده است.

بنابراین، در صورتی که روند کنونی در سوریه تداوم پیدا کند، شاید بتوان از نوعی توافق میان روسیه و آمریکا سخن گفت که بر پایه آن، آمریکا بخش عمده تمرکز خود را بر مبارزه با داعش در عراق و کمک به بازپس گیری بخش‌های باقی مانده اشغالی در این کشور قرار داده و وظیفه مشابهی در سوریه به عهده روسیه گذاشته شده است.

افزون بر این، پیشروی‌های ارتش سوریه در مناطق نزدیک به مرز ترکیه نیز می‌تواند به نوعی تأیید کننده احتمالاتی باشد که درباره تغییر رویکرد ترکیه نسبت به این جریان مطرح بود.

بی‌تردید، روز‌ها و هفته‌های آتی می‌تواند نقش تعیین کننده‌ای در مشخص شدن میزان درست بودن این موضوع داشته باشد.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

شکست اسد به معنای شکست جامعه جهانی است

دنیا در مشت سوریه

همه دنیا امروزه در مشت سوریه است، یا باید از این جنگ رها یابد یا کاری برای توقف آن انجام دهد، اگر جنگ ادامه یابد فقط سوریه غرق نخواهد شد، بلکه طوفان همه را در بر خواهد گرفت

نویسنده: خالد عمر بن قفه، نویسنده الجزایری

دیپلماسی ایرانی: وقتی که در ابتدا فعالیت اجتماعی به فعالیت سیاسی و سپس به فعالیت نظامی در سوریه تبدیل شد، بسیاری از ناظران و تحلیلگران شرط بسته بودند که حکومت سوریه خیلی زود فروبپاشد، و آن چه در آن موقع انقلاب می نامیدند، پیروز شود. در آن موقع به برخی از همکاران سوری ام که خیلی به تغییر خونین به وجود آمده دل خوش بودند، می گفتم: جنگ سال ها طول خواهد کشید، و شاید حتی به جنگ جهانی سوم بکشد. ما امروز در ششمین سال جنگ خونین سوریه هستیم در حالی که همچنان هیچ افق روشنی برای آن مشاهده نمی شود، در حالی که سوریه به سرزمینی برای جنگ کشورهای مختلف بر اساس عقاید و مذاهب و ادعاهای جغرافیایی و حتی تاریخی تبدیل شده است.

امروز در جنگ سوریه شاهدیم که جاسوس ها و مزدورها و وابستگان به ایالات متحده امریکا و روسیه فدرالی در اکثر جریان ها و گروه های شبه نظامی پخش شده اند. همچنین برخی از افراد محلی اعم از فعالان حکومت سوریه و برخی توطئه گران در کشورهای همسایه از جمله کشورهای عربی این گونه می بینند که رفتن اسد هدفی است که می تواند فراتر از مفاهیم باشد و مبنایی برای آزادی فلسطین به دنبال داشته باشد. در این درگیری به نظر می رسد که امریکا و روسیه و به همراه آن دنیا همگی در قبضه سوریه باشند، می بینیم که جامعه جهانی تلاش می کند از این جنگ خود را خلاص کند، و به تداوم آن پایان دهد. بی راه نگفته ایم اگر بگوییم که مساله سوریه یکی از عناصر اصلی حل بسیاری از مشکلات منطقه شده است. همه توجه ویژه ای به آن می کنند و دعوت می کنند که راه حلی مرضی الطرفین پیدا شود که مصالح همه حتی قدرت های بزرگ دخیل در امور سوریه تامین شود. این گونه اظهار نظر نوعی از سفاهت و کوته بینی را بیان می کند که ظاهرا نزد بسیار از تصمیم گیران سیاسی در سطح جهانی قابل مشاهده است. دلیل این ادعا هم این است که می بینیم به طور عبث هر روز در هر دیدار و هر سفر رسمی ای رهبران جهان بررسی اوضاع سوریه را در اولویت مذاکرات خود قرار داده اند.

حقیقت این است که توجه بیش از اندازه به سوریه بدون توجه به هزینه های انسانی ای که در این کشور به وجود آمده، و دیدن امور سوریه در ظاهر فعلی آن بدون این که به فکر عواقب یا نتایج آن باشیم و تنها به این فکر کنیم که حل مشکل سوریه می تواند بسیاری از مشکلات جهان را حل کند، سبب شده است تا اوضاع سوریه روز به روز بدتر شود، چرا که توجه بیش از حد موجب شده تا چسبیدن به مصالح از سوی قدرت های ذی نفوذ در سوریه نیز افزایش یابد و این مساله به جای آن که بحران سوریه را حل کند، بحران آن را پیچیده تر کرده است.

جنگ فعلی ای که در سوریه امروزه شاهدیم، جنگ علنی میان حق و باطل، میان شعارها و مواضع، جغرافیا و تاریح، تروریسم فعلی و آینده کشورها بدون توجه به ادبیات سیاسی است. به معنای دیگر هیچ ادبیات سیاسی ای در سوریه رعایت نمی شود، مثلا مخالفان مسلحی که علیه تمامیت ارضی کشور سلاح برداشته اند و علیه حکومت سوریه می جنگند، نام مخالفان معتدل به خود گرفته اند، نامی که ایالات متحده و مخالفان وابسته به آن و ترکیه و کشورهای دیگری که در این جنگ کثیف دست دارند، ترویج می کنند. در حالی که در تاریخ نظامی سابقه نداشته ارتشی که از استقلال و تمامیت ارضی کشورش دفاع کند را ارتش مزدور در خدمت دیکتاتوری، آن طور که رسانه های عربی و منطقه ای و بین المللی درباره ارتش عربی سوریه بیان می کنند، بنامند. در حالی که هر آن چه ارتش سوریه انجام می دهد دفاع از کشور و تمامیت ارضی و استقلال آن است.

آن چه در حال حاضر مشاهده می شود، مقاومت سوریه در برابر هر گونه تجزیه است، ایالات متحده از طریق بعضی از کُردها تلاش می کند تا به وحدت سوریه آسب بزند، آن هم بعد از آن که در شعله ور کردن جنگ مذهبی میان سنی ها و علوی ها شکست خورد، حتی این ادعا مطرح شد که حکومت سوریه تلاش می کند کشوری علوی در نوار ساحلی ایجاد کند. ایراد این اظهارات نشان می دهد که هیچ کس واقعیت تاریخی سوریه را نخوانده است، و با چگونگی شکل گیری سوریه طی شش دهه اخیر آشنایی ندارد.

از سوی دیگر ایستادگی سوریه در برابر طوفان ساختگی کشورهای بزرگ و ثروتمند، سبب شد تا همه محاسبات عرصه بین المللی دگرگون شود، برای همین می شنویم که به دنبال جنگی دیگر برای فعال نگه داشتن کارخانه هایشان هستند، از این رو انتظار می رود جنگ بعدی در اروپا شکل بگیرد، برای این که همگی به این سمت می روند که خاورمیانه را به حال خود رها کنند تا در مشکلاتش غرق شود، آسیا و آفریقا نیز دیگر دو عرصه جدید برای جنگ نخواهد بود، پس جنگ جدید کجا می تواند رخ دهد؟! در این میان کشورهای مغرب عربی را استثنا گرفتیم، اگر چه جنگ در لیبی به صورت گسترده ای آغاز شده است و تونس نیز در وضعیت سختی به سر می برد و الجزایر نیز بیم آن می رود که شاهد جنگی شبیه آن چه در سوریه می گذارد، باشد. به هر حال سناریوهایی پیش بینی می شود: کشورهای اروپایی به طور فرانسه، ایالات متحده امریکا و روسیه وارد جنگ شوند، از آن جا که هر گونه جنگی نیاز به یک طرف ضعیف دارد، جنگ روسیه و امریکا می تواند در خاک اروپا رخ دهد. البته بسیاری نیز نسبت به وقوع جنگ هسته ای نیز هشدار می دهند، به ویژه اگر هیلاری کلینتون در انتخابات ریاست جمهوری پیش رو پیروز انتخابات شود.

به هر حال آن چه شاهدیم این است که دنیا به سمتی می رود که از آثار سلبی جنگ سوریه متاثر شود، بحران های بزرگ جهانی – تروریسم و جنگ و مهاجرت و اقتصاد – نتایج چنین جنگی است، بعد از جنگ سوریه بود که داعش به وجود آمد و جریان های تروریستی دیگر به یک مشکل جهانی تبدیل شدند. نگرانی از افزایش نفوذ ایران در منطقه عربی به دلیل حمایت مستقیمش از حکومت بشار اسد عامل اصلی آغاز جنگ در یمن شد، و به دلیل همین جنگ میلیون ها سوری به کشورهای هم جوار و اروپا مهاجرت کردند، حتی کاهش قیمت نفت نیز به دلیل جنگ سوریه است.

همه دنیا امروزه در مشت سوریه است، یا باید از این جنگ رها یابد یا کاری برای توقف آن انجام دهد، اگر جنگ ادامه یابد فقط سوریه غرق نخواهد شد، بلکه طوفان همه را در بر خواهد گرفت، و به کشورهای همسایه به ویژه ترکیه و اسرائیل نیز سرایت خواهد کرد، اگر خدای ناکرده حکومت سوریه در برابر گروه های تروریستی شکست بخورد، همه جامعه جهانی، به ویژه جهان عرب و تمامی کسانی که در رسیدن اوضاع به این مرحله اسفناک دست داشته اند نیز شکست خواهند خورد. در نتیجه راه حل تنها پیروزی سوریه و خروج از این دریای خون است، صرف نظر از این که چه کسی بعدا بر آن حکومت کند.

منبع: الاهرام / ترجمه: علی موسوی خلخالی

++++++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط

چرا ترکیه در دیپلماسی خود تجدید نظر کرده است؟

آشتی اردوغان با بشار اسد، شاید در آینده نزدیک

 

آن چه سیاست ترکیه و سوریه را در کنار هم پیش می­ برد فوبیای کُرد و بدگمانی روابط واشنگتن با کردهای ترکیه است.

نویسنده: چنگیز چاندار، روزنامه نگار کهنه کار و نویسنده هفت کتاب در مورد خاورمیانه

رجب طیب اردوغان و ایلدیریم، نخست وزیر دست نشانده او آمادگی تصدیق هیج اشتباهی در سیاست خارجی را ندارند اما خود را مصمم به رهایی ترکیه از انزوای فزاینده سیاسی و دیپلماتیک در عرصه بین الملل نشان می­ دهند.

یک راه شکستن پوسته سخت انزوای ترکیه را می­ توان سرزنش سیاست نامتعارف نخست وزیر قبلی احمد داود اغلو دانست، کسی که تا چندی پیش طراح سیاست خارجی ترکیه تحت حاکمیت حزب عدالت و توسعه بود. در حال حاضر ترکیه مشتاق بهبود روابط خود با شماری از کشورهایی از قبیل اسراییل و مصر و روسیه و سوریه است.

تلاش برای از سرگیری روابط با اسراییل از مدتی قبل به طور واقعی شروع شد. فریدون سیرین اغلو، معاون وزارت امور خارجه و سفیر قبلی ترکیه در تل آویو در مرکزیت مذاکرات محرمانه با هم­تایان اسراییلی خود قرار داشت.

ایلدیریم گفت: ما با اسراییل به نقطه مشترکی رسیدیم. آنها نیز اشتیاق خود را نشان دادند، تماس­ هایی وجود داشته، اما هنوز منجر به نتیجه نشده است و فکر نمی­ کنم مدت زیادی طول بکشد. در این جا تعیین کننده ترین چیز از بین رفتن حصر غزه برای اهداف انسان­ دوستانه است.

ایلدیریم همچنین اخیرا پیامی آشتی­ جویانه به روسیه و سوریه و مصر فرستاده است. در میان این چهار کشور آخرین حرکت با روسیه بوده است. ایلدیرم گفته است؛ «هیچ خصومتی بین کشورهای حاشیه دریای سیاه و مدیترانه نمی­ تواند دایمی باشد. حادثه­ ای که با روسیه اتفاق افتاد (اشاره به ساقط کردن جت روسی در نوامبر). البته ما اجازه تجاوزات به حقوق حاکمیت خود را نخواهیم داد. به هر حال این خردمندانه نیست که بر روی یک حادثه تمرکز کنیم. ما نیاز داریم افق وسیع تری را ببینیم. هیچ دشمنی بین مردمان ما وجود ندارد، ممکن است به روزهای قبلی برگردیم و حتی آینده را نیز بسازیم.»

در ادامه ایلدیریم گفت که اردوغان: «از خود اشتیاق نشان می ­دهد». او اضافه کرد: «روسیه نیز اشتیاق خود را نشان داده است. این موضوع پس از این مرحله مشخص خواهد شد.»

اردوغان یک بار در ۱۲ ژوئن پیام تبریکی به مناسبت سال­گرد استقلال روسیه فرستاد و درخواست بهبود روابط دو جانبه شد. در این پیام اردوغان نوشت: «من امیدوارم که روابط بین ترکیه و روسیه به سطحی که استحقاقش را دارد برسد.»

وفادارن اردوغان به سرعت اظهار کردند که نامه بلافاصله بهبود روابط را در پی داشته است. یکی از سخن­گویان اردوغان در روزنامه تکویم در ۱۸ ژوئن ادعا کرد که حتی، پوتین از موضع بدبینی­ اش به ترکیه عدول کرده است.

روزنامه­ نگار کهنه­ کار عبدالحمید بلیکی، سردبیر قبلی روزنامه زمان، پستی را در حساب کارگری خود در توییتر با قلمی تمخسرآمیز از داستان قرارداد تکویم نوشت:«شخصی که عدول کرده، اردوغان است، اما روزنامه­ های شبه دولتی فقط وارونه می­ نویسند. آیا جامعه با این رفتار احمق پنداشته می­ شود؟»

عکس العمل رسمی مسکو نیز خوش­ بینی منابع ترکی را تایید نکردند. کرملین در بیانیه­ ای صریح گفت: «نیازی به پاسخ به چنین نامه های نیست. متاسفانه نامه اردوغان محتوی چیزی نیست که سزاوار پاسخ باشد.»

سخن­گوی وزارت امور خارجه خانم ماریا زاخاروا گفت که: «نامه اردوغان به پوتین به طور محض، یک پروتکل ساده بود و هیچ چیز اساسی در این نامه وجود نداشت.» او استادانه می­ گوید که در جملات عادی سازی روابط، روس ها: «هیچ­ گونه پیش­رفتی را در طرف ترکی مرتبط با شروط معین شده به وسیله طرف روسی نمی­ بینند.»

منبع کلیه این بیانیه­ ها آژانس خبری روسیه اسپوتینک است.

بنابراین، تفسیر رسمی ترکیه از این موقعیت که پیش­رفت­ هایی برای بهبود روابط انجام شده تا حدودی نابه هنگام است.آخرین ابراز تمایل اردوغان و ایلدیریم برای ملاقات ساده با روسیه رد شد.

ترکیه خود را در چنین انزوایی یافته است که به نظر می­ رسد طرف روسی روی ضعف آنکارا مانور می­ دهد و بهبودی اوضاع را با نشان دادن صبوری و اعتماد به نفس دیکته می­کند که این برنده نهایی را مشخص خواهد کرد.

همچنین نا امیدی ترکیه در تلاش برای ایجاد کانال ارتباطی با حکومت بشار اسد مشهود است. به باور ما آنکارا باید بپذیرد که ترکیه از نقش سرسخت ترین دشمن (بشاراسد) به یک همسایه عمل­گرا تبدیل شده است. ترکیه در تلاش گشایش کانال ارتباطی با مرکز قدرت در دمشق است، در حالی که تا همین اواخر به نظر می­ آمد که ترکیه به دنبال براندازی است.

برای اردوغان عزل بشار اسد، دوست صمیمی قبلی، یک ضرورت فوری بود.او حتی صبر این را نداشت که این جابه­ جایی بر اساس زمان بندی اتفاق بیافتد. اما الآن می­ بینیم که رییس قبلی سازمان اطلاعات نظامی ترکیه برای مدتی است که به دنبال برقراری تماس­هایی با دمشق است.

رییس یک حزب شبه نظامی، کسی که پشتیبان آغاز مذاکرات با دمشق است، گفته است:«اگر ورود تروریست­ ها از خاک ترکیه به سوریه متوقف شود، اسد آماده دوستی مجدد با ترکیه است اسد آمریکا را به عنوان قدرتی می­ بیند که به دنبال تجزیه سوریه است و PYD پیاده نظامش است». PYD  اتحادیه احزاب دموکراتیک ملی گرای کرد مورد حمایت آمریکا است.

بر اساس این بیانات، فرض این مساله سخت نیست که گرایش کردها مبنی بر خودمختاری در سوریه می­ تواند به عنوان مخرج مشترکی باشد که آنکارا و دمشق را در کنار هم قرار می­ دهد. نومان کورتولماس، قائم مقام نخست وزیر ترکیه عملا گفته است که روابط بین ترکیه و سوریه در صورت لزوم بهبود خواهد یافت.

اظهار نظر ایلدیریم آن چه را که مرتبط با اخبار و مشاهدات بوده است، تایید می­ کند: «ما تلاش­ هایی را برای گشودن باریکه­ ای که مدیترانه را به سوریه و شمال عراق وصل کند، می­ بینیم. این هدف و نیتی است که به وسیله کانتون­ های کرد پیش برده می­ شود. ترکیه در مورد این موضوع حساسیت دارد، ما اجازه این عمل را نخواهیم داد. نگرانی ما در سازمان های تروریستی محلی نیست، بلکه در مورد ائتلاف­ این نیروها با آمریکا است. تمامیت ارضی سوریه برای ما مهم است».

ما به خانه اول برگشتیم، آن چه سیاست ترکیه و سوریه را در کنار هم پیش می­ برد فوبیای کُرد و بدگمانی روابط واشنگتن با کردهای ترکیه است.

احتمال بهبود روابط با ترکیه باید با احتیاط همراه باشد.آن چه به مسکو مربوط است، حمایت توام با خوشبینی زیادی وجود ندارد، برای­ این که ترکیه اردوغانی در موقعیتی نیست که تن به شروط اسد دهد. عدم ارسال تروریست به سوریه بدین معناست که اردوغان باید حمایت ازقسمت اعظم سنی­ های سلفی مخالف اسد را متوقف کند. این مساله مترادف این است که ترکیه همه کارت­ های موثرش را که در سوریه دارد از دست بدهد.

به نظر می­ رسد که انزوا عدم چاره سیاست خارجه ترکیه در چرخه شوم قابل پیش­ بینی ادامه خواهد یافت.

منبع: المانیتور / مترجم: میرجواد میرگلوی­ بیات

.