شعر: لینا روزبه حیدری

غیرت افغانی

ای برادر گاو خورد آن غیرت افغانی را

لاف ماند و باد برد ان غیرت افغانی را

غیرت افغانی اکنون شرح این بی غیرتان!

بزدلی، میهن فروشی کار این بی کسوتان!

نی هراسی از خدا و نی هراس ننگ و نام

هوش این بی غیرتان در حفظ جاه است و مقام

خون مردم در سرک چون آب باران بی بها

خانه اندر خانه در این خاک مغموم در عزا

زیر نام دین، نه مسجد ماند و نی بتخانه یی

هر کجا ویرانه شد، در هر کجا ویرانه یی

غیرت افغانی امروز مال مردم خوردن است

کاسه را بهر گدایی گرد دنیا بردن است

غیرت افغانی یعنی سست، یعنی بی اساس

مثل موشی نزد طالب زاری و صد التماس

غیرت افغانی یعنی لنگی پوشی با چپن

چند شعار و لاف بیجا در رثای این وطن

غیرت افغانی یعنی هر چه چالست و فریب

از برای حفظ کرسی، از برای خویش و جیب

سالها در چنگ این تزویر ها قربانی ام

آه ! که بیزار از شعار “غیرت افغانی” ام

 

Advertisements