160627074354_dostum_640x360_vpo_nocredit

نفس تنگی مصنوعی برای جنرال دوستم

سرنوشت جنرال دوستم نسبت به همه رهبران نظامی درجنگ طولانی افغانستان ویژه گی دارد. او با همه از روی صداقت کنار آمده، اما همه از روی سیاست بازی، قدرت ونیروی وی را به نفع خود مصرف کرده و جنبش را در چپ کوچۀ بی سرنوشتی رها کرده اند.
این که اعتراض جنرال دوستم از کم نظری دولت نسبت به سهم جنبش ملی در دستگاه قدرت، غلیظ تر شده است، علتش در جای دیگری است.
تقدیر سیاسی جنبش از زمان دکتر نجیب الله تا دکتر غنی از نظر انگیزه و محاسبه، همسان بوده است. درتعاملات مهم منطقه یی، قاعدتاً به جنرال دوستم یک جایگاه «کلیدی» راهبردی یا نیمه راهبردی تعریف نمی شود؛ صرفاً برحسب ضرورت های موسمی جنگ و سیاست، به طور فصلی روی جنبش سرمایه گزاری می شود و با انقضای موعد پلان موقت، جنبش، خود به خود به خط اول رانده می شود.

اگر نگاهی به فرآیند دگردیسی های قدرت و جنگ در 25 سال اخیر بیاندازیم، سهل دانسته می شود که مجموع بازی های سیاسی و نظامی با جنبش، از هر آدرسی که بوده، همه اش تابع «شیفت» برنامه های بعدی بوده است که جنبش هیچ گاه فرصت نیافته تا موقعیت خود را در «شیفت بعدی» تحلیل کند؛ به خاطر این که در پس «شیفت بعدی» «شیفت» دیگری بوده است.

اما ارکان داخلی نظام و همچنان مجریان منطقه یی، باید این نکته را آویزۀ گوش خود بسازند که جنرال دوستم تا زمانی که زنده است، ماشین جنگی جنبش ملی را در هر شرایط معطوف به بن بست و اوج نارضایتی، می تواند با خطرناک ترین شکل غیرقابل باور هدایت کرده و درنقش یک بلدوزری استخوان شکن عمل کند.

از آن جایی که اختلاف و رقابت غیرقابل حل در سطح داخل و در میان مجریان منطقه یی در حوزه افغانستان همیشه وجود دارد، بنا برین، احتمال خروج وعصیان جنرال دوستم به هدف دیزاین دو باره دم و دستگاه قدرت نیز همیشه قوی است. اتحاد جنبش ملی با حزب اسلامی درتشکیل «شورای هم آهنگی» در زمستان 1372 زخمی است که هرگز در ذهن مردم التیام نیافت و از همان سبب اتحاد کوتاه مدت یا دایمی بین جمیعت اسلامی و جنبش حداقل دراوضاع کنونی اگر محال نباشد، نزدیک به محال است.

ترجمۀ این تحلیل آن است که تصادم بین این دو، همیشه وجود دارد. به نظر میرسد پروژه یی که برای شمال درست شده و نقش جنرال دوستم درآن ترسیم شده بود، درسطوح بالا تر از جریانات داخلی، (Lock) شده و (Lock code) آن نه در اختیار جنبش است و نه در اختیار دکترغنی وعبدالله.

شاید درین بخش از مقدرات جنرال دوستم نیز عبارتی مرقوم شده است که باید از یک تاریخ معین تا فلان تاریخ سر به عصیان بردارد و هرآن چه را که تا کنون بر زمینه سیاسی بنا یافته است، از بُن بردارد و راه برای یک مارش دیگر عملیاتی مفتوح شود. واقعیت قضیه این است که اردوگاه پشتون و تاجک هماره از برومندی سیاسی و مدیریتی جنبش واهمه دارند و همیشه ورقی در جیب دارند که براساس آن در میدان معامله بتوانند جنرال دوستم را در حاشیه نگهدارند. گ ا
++++++++++++++++++++++++++++

اعتراض ژنرال دوستم به اظهارات سخنگوی غنی: خواهند پایگاه اجتماعی مرا تضعیف کنند+ ویدیو

ژنرال عبدالرشید دوستم، معاون اول رئیس جمهوری افغانستان به عدم انتصاب خودش به عنوان سرپرست ریاست جمهوری در غیاب رئیس جمهوری واکنش نشان داده است.

وقتی اشرف غنی رئیس جمهوری برای شرکت در اجلاس سران سازمان همکاری‌های شانگهای به ازبکستان رفت، به‌جای خودش سرپرست تعیین نکرد و ظفر هاشمی از سخنگویان او به خبرنگاران گفت که او با استفاده تکنولوژی ارتباطی می‌تواند از خارج هم کشور را اداره کند.

اما معاون اول ریاست جمهوری به‌تازگی به تلویزیون محلی “یک” گفته که این حرف سخنگوی رئیس جمهوری به او “برخورده” است. آقای دوستم پرسیده که رئیس جمهوری چگونه می‌تواند که کشور را از خارج اداره کند.

براساس ماده شصتم قانون اساسی، “معاون اول رئیس جمهور در حالت غیاب، استعفا و یا وفات رئیس جمهور، مطابق به احکام مندرج این قانون اساسی، عمل می‌کند”.

آقای دوستم که در حال حاضر در شمال کشور به سر می‌برد و مشغول مبارزه با شورشیان است، گفته که کوشش می‌کنند که “پایگاه اجتماعی” او را تضعیف کنند – کاری که به باور او، “تکرار اشتباه حکومت‌های گذشته” است.

معاون اول ریاست جمهوری در عین زمان رهبر یکی از پرنفوذترین احزاب سیاسی افغانستان است. او گفته که هرچند به موقعیت اجتماعی خود نسبت به معاونیت اول ریاست جمهوری اهمیت بیشتری قایل است، اما این به معنای آن نیست که سهمی در قدرت نداشته باشد.

رهبر جنبش ملی اسلامی گلایه کرده که دو جناح حکومت وحدت ملی – تیم تحول و تداوم به رهبری اشرف غنی و تیم اصلاحات و همگرایی به رهبری عبدالله عبدالله – قدرت را با هم به صورت ۵۰-۵۰ تقسیم کرده و سهم مناسبی به او نداده‌اند.

آقای دوستم تأکید کرد که تقسیم قدرت به طور کلی عادلانه نیست. او به عنوان مثال گفت که او به عنوان معاون رئیس جمهوری تنها در تعیین دو والی نقش داشته و در حال حاضر از ده‌ها سفیر، حتی یک سفیر هم مطابق نظر او تعیین نشده است.

او افزود: “یک معاون وزیر دفاع از ما باشد، یک معاون وزیر داخله باشد. هر کاری را با هم فیصله می‌کنند و بعد از فیصله شان ژنرال دوستم [خبر می‌شود]”.

معاون رئیس جمهوری انتقاد کرد که هر دو جناح حکومت وحدت ملی علی‌رغم این که به ارتش و پلیس “اردوی ملی و پلیس ملی” می‌گویند، این دو نهاد را با انگیزه‌های سیاسی با هم تقسیم می‌کنند و حتی پست‌های پایین‌رتبه دولتی را با هم تقسیم می‌کنند.

پیش از این هم از اختلاف بین سران حکومت وحدت ملی و نارضایتی آقای دوستم از چگونگی توزیع قدرت و جایگاه خودش در ساختار قدرت، بارها گزارش شده بود، اما این بار نخست است که او به این صراحت با خبرنگاران سخن می‌گوید

+++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

 

.

Advertisements