mandegar-3206-300x153
افغانستان در نبودِ ساختار ملی، سیاست ملی و زعامت ملی به این وضعیت اُفتاده است

شنبه 5 سرطان 1395/

از صفحه فیس‌بوک احمد ولی مسعود/
شماری به این باور اند که کشور با وجود مشکلاتی که زادۀ شرایط خودش می‌باشد، هرچند آهسته و کوتاه، به گونه‌یی در یک جادۀ توسعه و ثبات گام برمی‌دارد و در این راستا، ادامۀ حمایتِ جامعۀ جهانی تا امضای تفاهم‌نامه‌ها و چشم‌انداز پروژه‌های اقتصادی و حتا تکمیل نصاب دولت را نیز پس از دو سال مثال می‌زنند.
در یک نگاه خوش‌بینانه، تردیدی نیست که این و بسیاری دیگر، فکتورهایی از توسعه می‌باشند؛ اما در نبود یک نظام مطلوب و ثباتِ سیاسی، این کارکردها به گسست‌هایی برمی‌خورند که در نهایت نه به توسعه می‌انجامند و نه هم به ثبات می‌رسند. نمونه‌های فراوانِ این گسست‌ها و دورِ باطلِ آن را در نظام‌های گذشته که دستاوردهایی متناسب به زمان و شرایط خودشان را نیز داشته‌اند، به‌خوبی می‌توانیم دریابیم.
در روشن‌ترین مثال آن، در نظام ۱۳سالۀ آقای کرزی با وجود حمایت‌های بی‌سابقۀ جامعۀ جهانی و دست‌آوردهای ناشی از آن، سرانجام نه کشور به توسعه رسید و نه هـم به ثبات دست یافت، کما این‌که اصل نظام، خود به بن‌بست رسید و کشور به بحران رفت و تا هنوز مردم و کشور تاوانِ آن را می‌پردازند.
با این تذکار، نظام موجود نیز حد اقل از سه مشکل اساسیِ نبودِ ساختار ملی، سیاستِ ملی و زعامتِ ملی رنج می‌برد و این سه نقیصۀ بزرگ هم‌اکنون مشروعیت و مقبولیتِ نظام را به گونۀ جدی زیر سوال برده است که اگر چاره‌یی سنجیده نشود، نه تنها گذار به توسعه ناممکن است که حتا سایر ستون‌های نظام و شیرازۀ کشور فرو خواهند پاشید.
مگر نظامِ امروز از چه ویژه‌گی‌های بهتری برخوردار است که به وضعیتی بدتر از نظامِ قبل و در زمانِ کمتر از آن مواجه نگردد؟
آیا می‌شود در این عصر آگاهی، اطلاعات و با شعور بلند سیاسی نسل جوان کشور، دولت‌مردان موفق شوند در یک جادۀ کاملاً یک‌طرفه، اصل انتخابات و دستیابى به قدرتِ ملى را یک‌سره دَور بزنند و در یک فساد کلان سیاسی، هژمونی خود را تحمیل نمایند؟
در یک مختصر، افغانستان دوره‌های نظام‌های تک‌محورِ شاهی را پشتِ سر گذاشت که در فرجام سه دهه تلاطم، جنگ و مصائب را نیز با قربانی‌های بی‌شمار به دنبال داشت. به بن‌بست رسیدنِ نظام ریاستیِ آقای کرزی و بحران ناشی از آن که تا امروز دامن‌گیر کشور می‌باشد، پیش چشمانِ ما قرار دارد.
رهبری و مدیریتِ دوسالۀ به‌اصطلاح حکومت وحدت ملی تا هنوز متأسفانه آزمایشی ناکام بوده است که اگر گذشت مردم و میانجی‌گری آقای جان کری در میان نمی‌بود، با همین فیگورهایی که هرروز مردم تلخی کارکردِ آن را به جان می‌خرند، قطعاً امکانِ دوساله شدن را هم نمی‌داشت.
وضعیت امروز و عقب‌گردهایی که همه شاهد آنیم، درک و تلاش جمعیِ همۀ نخبگانِ تحول‌خواه، دلسوز، متعهد و پاک را می‌طلبد تا اندیشه‌یی نمود، و این بدون تغییرات و اصلاحاتِ اساسی مطابق توافق‌نامه که کمترین حاصلِ میلیون‌ها رای مردم می‌باشد ممکن نیست، تا به همان سه اصل ایجاد ساختار ملی، سیاست ملی و زعامتِ ملی پرداخت و با این نگاه به امر مقدسِ ایجاد قدرتِ ملی در کشور موفق شد و از دور باطل ناکامی‌های مزمنِ تاریخی افغانستان بیرون گردید.