13427786_483287001864861_39441062538679989_n

سرتاج عزیز: کار ساخت تاسیسات مرزی در تورخم متوقف نمی شود

سرتاج عزیز، مشاور امور بین ‌المللی و امنیت ملی نخست ‌وزیر پاکستان اعلام کرد که کار ساخت تاسیسات نظامی در تورخم ادامه می یابد و اعمار این تاسیسات نیازمند اجازه از هیچ کشوری دیگر نیست.

این در حالی است که پاکستان از کشته شدن یک جنرال ارتش این کشور در این درگیری ها خبر داد این در حالی است که پاکستان از کشته شدن یک جنرال ارتش این کشور در این درگیری ها خبر داد
آقای عزیز پس از برقراری آتش بس میان نظامیان افغانستان و پاکستان گفت: پاکستان با ساخت تاسیسات مرزی در تورخم هیچ توافقنامه‌ای را با افغانستان نقض نمی ‌کند.
او همچنان گفت که ساخت تاسیسات از سوی پاکستان خلاف قوانین بین‌المللی نبوده و در صورت حملات دوباره افغانستان به آن پاسخ قاطعی داده خواهد شد.
این مقام تاکید کرده که پاکستان تاسیسات جدید را در محدوده خاک خود می سازد بنابر این نیاز نیست در این باره با کشوری مشوره کند یا اجازه بگیرد.
به گفته ای سرتاج عزیز، کشورش در سال ۲۰۱۴ افغانستان را از ساخت تاسیسات نظامی در مرز تورخم آگاه کرده بود اما تا کنون پاسخ جدی از سوی کابل دریافت نکرده است.
به نقل از خبرگزاری اکسپرس تریبیون، مشاور امور بین‌الملل نخست ‌وزیر پاکستان تاکید کرده تا زمانی که مدیریت مرزی در امتداد خط دیورند به ویژه مرز تورخم شکل نگیرد، جلوگیری از تردد تروریستان، افراط‌گرایان و قاچاقبران از این مرز امکان پذیر نیست.
درگیری میان نیروهای مرزی دو کشور روز یک شنبه هفته گذشته پس از آن آغاز شد که نظامیان پاکستان قصد داشتند تاسیسات نظامی در تورخم ایجاد کنند که نیروهای مرزی افغانستان مانع آن شدند.
این درگیری ها تا روز چهار شنبه به طور پراگنده ادامه داشت.
در این درگیری ها سه تن از سربازان مرزی افغانستان کشته و ۱۱ تن دیگر زخمی شده اند.
این در حالی است که پاکستان از کشته شدن یک جنرال ارتش خود در این درگیری ها خبر داد.
در همین حال سرتاج عزیز گفته است برای جلوگیری از رفت و آمد افراد غیر مسوول و مشکوک از هر دو کشور، از یک ماه قبل اسلام آباد به کابل گفته بود که ورود افراد بدون ویزا ممنوع است.
آقای عزیزهمچنان تاکید کرده است همواره دولت کابل شاکی است که تمامی تروریست ها از خاک پاکستان وارد افغانستان می‌شوند بنابر این، اسلام‌آباد با در نظر گرفتن همه این موارد برای تقویت مدیریت مرزی تصمیم گرفته که این تاسیسات را در محدوده خاک پاکستان اعمار کند.
این در حالی است که درگیری در تورخم و اعمار تاسیسات نظامی از سوی پاکستان واکنش های تند مقامات و شهروندان افغانستان را در قبال داشت و گفته شده که ساخت این تاسیسات که شامل اعمار یک دروازه وردوی بزرگ می شود قابل پذیزیش برای دولت افغانستان نیست

+++++++++++++++++++++++++++++++

مطالب مرتبط:

پاکستان و سناریوی جنگ تورخم

13403843_481663568693871_5570373664124846677_o

همکاریهای اقتصادی هند با افغانستان همچون افتتاح بند سلما، طرح ساخت بندهای برق در مناطق جنوب، توافقات بندر چابهار، و از طرفی قتل ملامنصور توسط امریکا در پاکستان، تغییر در ادبیات اشرف غنی نسبت به پاکستان و… پاکستان را از منزوی شدن در سیاستهای منطقوی هراسان کرده است

طی روزهای گذشته بین سربازان مرزی پاکستان و افغانستان در تورخم درگیریهای شدیدی رخ داد. این درگیریها بی ربط به سایر حوادث سیاسی، اقتصادی اخیر در افغانستان و منطقه نیست. همکاریهای اقتصادی هند با افغانستان همچون افتتاح بند سلما، طرح ساخت بندهای برق در مناطق جنوب، توافقات بندر چابهار، و از طرفی قتل ملامنصور توسط امریکا در پاکستان، تغییر در ادبیات اشرف غنی نسبت به پاکستان و… پاکستان را از منزوی شدن در سیاستهای منطقوی هراسان کرده است.
طرح منزوی سازی پاکستان زمانی روی میز قرار گرفت که گفتگوهای چهارجانبه صلح به رهبری افغانستان در نتیجه عدم همکاریهای پاکستان، نتیجه مطلوب نداد. زلمی خلیلزاد سفیر پیشین امریکا در افغانستان، در واکنش به این مسئله به پاکستان هشدار داد که در صورت تداوم این روند و عدم همکاری پاکستان برای آوردن صلح در افغانستان، احتمال اینکه پاکستان تبدیل به کره شمالی دیگر شود و در معاملات سیاسی- اقتصادی جهان کاملا منزوی گردد، دور از انتظار نخواهد بود.
چندی بعد امریکا ملامنصور را در خاک پاکستان از بین برد، و دلیل آن را نیز امتناع او از پیوستن به پروسه صلح و قرار گرفتن او در مقابل نیروهای امریکایی در افغانستان خواند. اصلا مهم نیست چرا منصور کشته شد، مسئله این است که او در داخل خاک پاکستان بعنوان یک کشور مستقل توسط نیروی کشور ثانی از بین رفته است. زنگ خطر برای پاکستان روشن شد، پیامهای جدی و هشدارهای زننده متوجه دولتمردان پاکستان شد. امریکا بزرگترین حامی پاکستان بوده و حالا اعتماد بین این دو کشور آسیب دیده است. پاکستان برای آوردن صلح در افغانستان صادق نیست و سیاست های خود را جدا از امریکا در افغانستان به پیش می برد؛ این مسئله باعث ناراحتی امریکا می شود لذا گاهی امریکا از طرق مختلف پیامهای تهدیدآمیز به پاکستان منتقل می کند. عدم اشتراک پاکستان در عملیات قتل ملامنصور خود نشان از بی اعتمادی امریکا نسبت به پاکستان بود. پاکستان در واکنش به این عملیات با احضار سفیر امریکا در اسلام آباد نارضایتی خود را نشان داد.
افتتاح بند سلما در هرات و بندر تجارتی چابهار که در حقیقت بدیلی است برای بندر تجاری تورخم، پاکستان را وارد شوک دیگر کرد. مهندسی اقتصاد افغانستان کم کم از چنگ پاکستان بیرون می آید، آن هم به کمک رقیب دیرینه اش هندوستان. سطح هماهنگی های سیاسی هندوستان و افغانستان در حال افزایش است، و از سوی دیگر با پاکستان در حال کاهش، این برای پاکستان که افغانستان را بازارِی برای فروش کالاهای کم کیفیت و نیز ایالت جدا افتاده برای عملی سازی سیاستهای چند پهلوی خود می دانست، مرگ تدریجی بود.
پاکستان برای مقابله با معضلاتی که متوجه آن است، نیاز به اجرای نقشه دارد که او را در مرکز توجه جهان و به ویژه متحد همیشگی اش «امریکا» قرار بدهد و همچنان در مساله «صلح» و «جنگ» افغانستان موثر جلوه کند، تا هم کمک مالی و تسلیحاتی آمریکا را با خود داشته باشد و هم در مقابل هندوستان جایگاه خود را استحکام ببخشد. پاکستان برای احیای این جایگاه، سناریوی درگیری تورخم را می نویسد و آن را موفقانه اجرا میکند.جدا از اینکه احساسات شدید مردم افغانستان در این مساله برانگیخته شد، پاکستان در معرض توجه امریکا قرار گرفت و امریکا برای حل مشکل تورخم بزودی وارد صحنه خواهد شد. از طرف دیگر افغانستان نیز مجبور است پاکستان را به کلی از دایره معاملات سیاسی- اقتصادی خود بیرون نکند، پاکستان می تواند برای افغانستان در هر مقطع زمانی مشکلساز شود. بناءاً افغانستان مجبور است، در روابط خود با دو رقیب دیرینه (هندوستان و پاکستان) محتاطانه برخورد کند و حد اعتدال را در نظر داشته باشد.
ادعای بیجا نخواهد بود اگر بگوییم تمام مسئله در درگیری تورخم، مسئله دیورند نیست، پاکستان نیک میداند که ابقای شرایط فعلی دیورند برای شان منافع اقتصادی و سیاسی لازم برای تداوم فشار سیاسی و اقتصادی روی افغانستان را دارد. حل شدن منازعه دیورند و ساختن تاسیسات در هردو جانب خط، نمیتواند گره از مشکلات فعلی پاکستان باز کند. چیزی که پاکستان میخواهد، توجه جامعه جهانی و شریک شدن در معاملات سیاسی منطقه است و سناریوی تورخم تا حدی توانسته است پاکستان را در معرض توجه جهانیان قرار دهد.
برخورد احساساتی و آنی با این مساله میتواند برای هردو جانب گران تمام شود، گرچه انتظار نمیرود برای ادامه درگیری مشتاق باشند. مشکل باید از مجاری دیپلماتیک حل شود و برای بدمستی های بعدی پاکستان خنثی کننده های موثر در نظر گرفته شود.
محمدآصف دادگر- خبرگزاری جمهور

++++++++++++++++++++++++++++++++++++

ردای پاکستانی بر دوش زاخیلوال سنگینی می کند

پاکستان از امضای چهار تفاهمنامه با سفیر افغانستان در اسلام آباد در ارتباط با ساخت و سازهای تاسیسات نظامی در مرز تورخم خبر داده و واکنش شدید و البته دوپهلوی عمر زاخیلوال را در پی داشت؛ گویا ردای پاکستانی بر دوش وی سنگینی می کند

در اینکه بدون اطلاع و هماهنگی با جاسوسان و مزدوران و وطن فروشان ارگ نشین و چنبره زده بر خزانه ملی در داخل افغانستان، هیچ کشور بیگانه و قدرت شرقی یا غربی نمی تواند به نقاط ثقل و مراکز امنیتی استراتژیک و اطلاعاتی یا حتی یک وجب از خاک کشور نفوذ کند هیچ شکی نیست.

همچنان بیشمار مسایل و موارد گذشته و حال حاضر اقتصادی سیاسی فرهنگی اجتماعی و امنیتی افغانستان که همواره پیکان انتقادات بسمت و سوی خارج از مرزها و فرافکنی نشانه رفته است و بعدها سرنخ های آن در داخل بدنه ی حکومت پیدا شده است؛ تورخم نیز از یک تجاوز علنی و آشکار پاکستان تبدیل به یک خیانت ملی شد!

بنابر گزارش های رسمی خبرگزاری های دو کشور، پاکستان از امضای چهار تفاهمنامه با سفیر افغانستان در اسلام آباد در ارتباط با ساخت و سازهای تاسیسات نظامی در مرز تورخم خبر داده و واکنش شدید و البته دوپهلوی عمر زاخیلوال را در پی داشته است؛ گویا ردای پاکستانی بر دوش وی سنگینی می کند.

درخصوص ادعای مورد اعتنای کشور دوست و همسایه و برادر، به سهولت و سرعت می توان نشانه ها و ردپاهای آن را در اقوام و اقارب و دست اندرکاران وطن فروشی و مزدوری بیگانه در ارگ پیدا کرد و صحت و سقم آن را سنجید که پیش از این نیز ملموس و محسوس بود.

بدین معنا که یکی از احتمالات فرضی چندی قبل درخصوص ساخت و ساز در بندر تورخم که رفته رفته مصداق می یابد این بود که واکنش نظامی نیروهای امنیتی پیش از هماهمنگی و اطلاع قبلی از معامله ی ننگین کابل اسلام آباد بوده است و پس از حمایت همه جانبه و واکنش افکار عمومی از جنگ در تورخم، ارگ نتوانسته است تقابل نظامی را سرکوب نماید.

و اما درخصوص جناب سفیر گماشته شده و فرمایشی حکومت در اسلام آباد، (که کارنامه ی سیاهش جای هیچ توضیحی ندارد) نیز بیشمار احتمال و امکان می توان برشمرد که فقط از شخصی چون زاخیلوال برمی آید؛ تهدید اسلام آباد و نه کابل از جانب وی به استعفا خود گویای همه چیز است.

حال این پرسش بی پاسخ می ماند که زاخیلوال بیراهه رفته است که خود را بیش از آنکه مدافع و حامی منافع کابل بداند متمایل به اسلام آباد است و عواقب استعفای خود را متوجه پاکستان می داند یا ارگ نشینان خطا کرده اند که با عدم هماهنگی با اردوی ملی برای انفعال در بندر تورخم، ناخواسته رازهای مگو را فاش کرده اند؟

+++++++++++++++++++++++++++

استاد خلیلی بلا می کند

استاد خلیلی بلا می کند. تورخم و توتاپ را دریک دیگ ملی انداخته بود تا آشی را پخته نماید که یک وجب روغن داشته باشد

استاد خلیلی بلا می کند و امشب یک اعلامیه از ایشان خواندم برایم جالب بود. تورخم و توتاپ را دریک دیگ ملی انداخته بود تا آشی را پخته نماید که یک وجب روغن داشته باشد.

تورخم دو سویه و دو رویه دارد، یک طرفش پاکستان و طرف دیگرش افغانستان هست و هردو کشور نقاطی را بنام نقطه ای صفری تعیین کرده اند که از اقدامات تحریک آمیز اجتناب کنند که پاکستان رعایت نکرده و حالاجنگ و خون ریزی راه افتاده است. اما توتاپ امر خدماتی و پروژه دولتی هست که حکومت بر مبنای انکشاف متوازن به مردم خدمات رسانی داشته باشد.

جنگ در تورخم تعریف دفاع از تمامیت ارضی و استقلال را دارد اما این مساله درباب توتاپ صدق نمی کند که مردم را تحریک کنیم و جنگ راه بیاندازیم.
ما در موضوع توتاپ جنگی نداریم دو طرح بود یکی همان طرح علمی فیشنر که حکومت رییس جمهور کرزی خرابش کرد و تغییر داد اما حکومت وحدت ملی از باب ناگزیری طرح بدیل را قبول کرده است.

چسپاندن توتاپ به تورخم و اینکه هردو در یک دیگ پخته شود و هر وقت آن را پیاز داغش کنیم تنها برای پلان و اجندای سیاسی مفید است و استاد خلیلی می داند که خطای حکومت شان قابل برگشت نیست اما نیشخوار کردنش برای تحریک احساسات و فشار بر حکومت خوب و مستحب هست و بخاطر همین هدف استاد بزرگوار توتاپ و تورخم را در یک دیگ انداخته و جوش داده روان هست تا آشی برای ما پخته کند که یک وجب روغن داشته باشد. خدا عاقبت مارا بخیر کند آمین و یارب العالمین.

چرا من چنین بحث می کنم و نسبت به اهداف استاد مظنون هستم این مساله از وقتی برایم هویدا شد که حضور و خاک نشینی استاد خلیلی هماهنگ و با مشوره تیم سیاسی شان انجام می شود. وقتی که از رییس جمهور کرزی در لندن در باره توتاپ پرسیده شد ایشان مثل همیشه هم به نعل زد و هم بیخ و شفاف جواب نداد اما یک مساله را بسیار صریح شفاف و صادقانه اعلام داشت که با استاد خلیلی مرتب در تماس هست.

استاد خلیلی همراه مدبر در طول سال های حکومت شان هر گز راست نمی رفتند و بخاطر رقابت باهم بخش بزرگی از نیروها و کادرها را در حکومت راه ندادند و استدلال هم این بود که اینها یا متعلق به حزب انسجام ملی هستند و یا مربوط به حزب وحدت اسلامی بخش از نیروها به دلیل خصومت شان از ورود به حکومت و ساختار حکومت محروم شدند.
نیروها و هوداران حزب وحدت مردم که باید سری جای خود می نشست و حتا یک مورد را نداریم که از حزب استاد محقق کسی در حکومت رییس کرزی راه پیدا کرده باشد. هردوی شان همانگونه سد نفوذ نیروهای خود می شدند و مانعی در راه کادرهای حزب ما هم بودند. یک تعداد از نیروهای ما با تقیه و دروغ و یا با دشنام دادن استاد محقق راه باز کردند که خیلی ناچیز هست اما حالا داکتر مدبر، استاد خلیلی را شاهد می گیرد و استاد خلیلی مدبر را و برای توتاپ در مصلی شهید مزاری همین کار را می کردند.

توتاپ پروژه تخریب شده زمان حکومت آقایان بود و در ۱۳ ثور درکابینه حکومت وحدت ملی عمل انجام شده را فقط تایید کرد. توتاپ را تبدیل به امر برگشت ناپذیر کردند و حکومت را در منگنه گذاشت و آقایان استاد دانش و استاد محقق راتحت فشار قرار دادند.

یکی از مشاوران استاد دانش که نمی خواهم ازوی نام گرفته شود به من گفت وقتی که این قدر سوی استفاده از صداقت و از بر ملای و درخواست اسناد از تدارکات ملی صورت گرفت و این همه توهین و تحقیر شدیم کاریکه مربوط به حکومت گذشته می شد را بهتر بود که افشا نمی کردیم و مردم را خبر نمی کردیم و حالا وبال گردن خود ما شده است.

من گفتم این درست که سوی استفاده صورت گرفت و چماقی شد علیه استاد دانش و استاد محقق ولی کاری خوبی شد زیرا اسناد نشان می دهد که در زمان حکومت گذشته تنها یک میگاوات برق آن هم سوله ری و یک جنراتور برق سهم ولایت دایکندی بود اما حالا ۳۰۰ میگاوات برق طرف هزارجات راه اندازی می شود و معادن ذغال سنگ و معدن آهن بکار انداخته می شود و این نتیجه همین افشاگری و صداقت تان هست.

یک بزرگی از ولایت ننگر هار نیز به من گفت از شما از دو بابت تشکر می کنم یکی اینکه مانع حق ما نشدید چون بشدت در ولایت ما، ننگر هار، شایعه شد که شما برادران هزاره مانع از انتقال برق به ولایات ما می شوید من واقعا بهت زده شدم و دیگر از این جهت تشکر دارم که برادران و خواهران ما در ساحات مرکزی هم ۳۰۰میگاوات برق را بدست می اورند ما تنگ نظر نستیم و خیلی خوشحال هستیم. کار و خدمت حکومت گذشته همان یگ میگاوات برای بامیان بود. حالا رهبران تیم سیاسی وارد معرکه شده و هم دیگر را شاهد می کشند که این کار در زمان حکومت مانشده است استاد خلیلی می گوید داکتر مدبر شاهد هست و مدبر می گوید استاد خلیلی شاهد هست.
مثل رییس کرزی که در مصاحبه خود مرتب می گفت اسپنتا شاهد هست. پرسش اساسی دیگر هم این است که چرا استاد خلیلی شیوه پوپولیستی را در پیش گرفته است و خاک نشین شده است و مدبر را همکار خود گرفته است.

پاسخ برای این دیدگاه روشن هست استاد واقعا اپوزیسیون شده و نگاه شان با حکومت اپوزیسیونی و بیرونی هست و حکومت را از خود نمی داند شورای عالی صلح را ترک گفته و هیات شورای صلح را جواب داد که نه من دیگر به شورا بر نمی گردم نگاه استاد خلیلی به حکومت همان دیدگاه و نگاه رییس جمهور کرزی شده است. هیچ اشکالی ندارد که ایشان دوشادوش کرزی مخالف حکومت و اپو زیسیون حکومت باشد هیچ کسی مخالف آن نیست اما اشکال کار در باب توتاپ این است که اینها کاری که کرده به دوش نمی گیرد و شهامت اعتراف را ندارند و انر انداخته به گردن حکومت و مشخصا فشار وارد کردن به محقق و دانش و دیگر اینکه توتاپ را می خواهد سیاسی درست کنند و حربه علیه حکومت اگر نه تورخم و توتاپ چه نسبتی با هم دارد و هیچ و واقعا همانگونه که گفتم امور لایتچسپک است. توتاپ نباید سیاسی و انتخاباتی شود که ما را از هدف باز می دارد.یک عده هیچ هدفی ندارند بگفته خانم کوفی که روی بازگشت به حوزه انتخاباتی خود ندارند و با فرمان مخالفت می کنند.

شما شاهد خواهید بود که چه معرکه های را درکابل در موسم انتخابات راه خواهند انداختند و مردم ساده دل و جوانان پر از احساسات را چه بلای بر سر شان خواهند اورد. استاد خلیلی و مدبر تنها برای یک مساله شاهد هم می شود که اجندای سیاسی شان را پیش ببرد و دیگر وجه مشترک ندارند.

دوستان از استاد محقق و استاد دانش بارها خواسته اند که تجربه خلیلی و مدبر در داخل حکومت را تکرار نکنند که باز مردم از حضورو مشارکت در حکومت محروم می مانند درست کاریکه در ۱۳ سال استاد خلیلی و داکتر مدبر کردند. در محرومیت تنها مدیران ریس جمهور کرزی ملامت نستند و ما خود بسیار ملامت هستیم. من حد اقل ۸۷ مورد را دارم که ازکار در حکومت به علت اختلاف ان دوبزرگوار محروم مانده اند. نگاه شان هم باخود شان و هم با تیم ما غیر خودی و بیگانه بودند و این بخش از نیروها از کار در حکومت باز ماندند.

محمد ناطقی 

 
Advertisements