جمهوری چین با دشمنی به مردم افغانستان، برای پاکستان لابیگری می کند

چین: جامعه جهانی باید تلاش

‎های پاکستان در صلح افغانستان را بپذیرد


هونگ لی سخنگوی وزارت امور خارجه چین

هونگ لی سخنگوی وزارت امور خارجه چین

وزارت امور خارجه چین می‌گوید، جامعه جهانی تلاش‌های پاکستان در مبارزه با تروریزم و همکاری در پروسه صلح افغانستان را، باید بپذیرد.

این وزارت گفت، طرفین درگیری در جنگ افغانستان باید در ایجاد فضای مثبت برای صلح، کمک کنند.

هونگ لی سخنگوی وزارت امور خارجه چین دیروز می‌گوید، هرچند کشورهای عضو گروه هماهنگ کنندۀ چهارجانبه، برای فراهم آوری مذاکرات مستقیم صلح بین طالبان و حکومت افغانستان تلاش می‌کنند، اما به گفتۀ وی همه جوانب درگیری باید برای رسیدن به این هدف، سعی بخرچ دهند.

هونگ لی: طرفین درگیری در جنگ افغانستان باید در ایجاد فضای مثبت برای صلح، کمک کنند.

هونگ لی: طرفین درگیری در جنگ افغانستان باید در ایجاد فضای مثبت برای صلح، کمک کنند.

آقای هونگ لی همچنان تأکید کرد که جامعه جهانی باید تلاش‎های حکومت پاکستان در مبارزه با تروریزم و همکاری در پروسه صلح افغانستان را نادیده نگیرد.

وزارت امور خارجه چین این مطلب را زمانی بیان می‌کند که مشاور خارجی صدراعظم پاکستان در اظهاراتی دیروزش گزینه صلح را بهتر از اقدام نظامی در حل مسئله افغانستان دانست.

سرتاج عزیر دیروز گفت، مبارزه نظامی پانزده سالۀ امریکا و متحدانش در افغانستان بدون موفقیت بوده‌است. وی افزود، با وجود حضور بیش از یک صد و سی هزار سرباز آیسف در افغانستان، تلاش‌های نظامی نتوانست با موفقیت همراه شود.

آقای عزیز که در یک کنفرانس خبری در اسلام آباد با خبرنگاران صحبت می‌کرد گفت، اسلام آباد امیدوار است که افغانستان به از سرگیری گفتگو های صلح توافق کند.

اما حضرت عمر زاخیلوال سفیر و نماینده فوق‌العاده رئیس جمهور اشرف غنی در پاکستان می‌گوید، صدا صلح همیشه از سوی افغانان بلند شده و افغان‌ها در گزینش راه صلح نیازی به مشوره و نظر بیرونی ندارد.

زاخیلوال: ما نیاز به مشوره و نظر کشور بیرونی نداریم.

زاخیلوال: ما نیاز به مشوره و نظر کشور بیرونی نداریم.

آقای زاخیلوال می‌گوید:

“تنها حکومت نه، بلکه مردم افغانستان خوبتر به اهمیت صلح می‌فهمند و خواهان صلح هستند. صلح منحیث یک پالیسی سالهاست که از سوی حکومت افغانستان تعقیب می‌شود. بناً ما نیاز به یک کشور دومی و سومی و یا یک نظر بیرونی نداریم تا ما را متوجه بسازد که صلح بهتر از جنگ است.”

حضرت عمر زاخیلوال در ادامه صحبت خود با رادیو آزادی گفت، پاکستان باید حداقل برای منافع ملی و امنیت خود در تأمین صلح و ثبات افغانستان، کمک کند.

به گفتۀ او، نیروهای امنیتی افغانستان در حال حاضر بخاطر دفاع از کشور شان می‌جنگند.

سرتاج عزیر مشاور روابط خارجی صدراعظم پاکستان همچنان گفت که اسلام آباد برای تأمین امنیت کشور نظارت بر سرحدات را تشدید بخشیده‎است.

حضرت عمر زاخیل وال در ارتباط به این اظهارات سرتاج عزیز گفت، مشکل افغانستانتحکیم سرحدات نیست، بلکه رهبران گروه‎های مسلح اند که در شهرهای بزرگ پاکستان مانند، کویته، کراچی و پشاور زندگی می‎کنند، اما فتوای جنگ را در افغانستان می‎دهند.

+++++++++++++++++++++++++++++++++++

هند نزدیکترین دوست افغانستان خود را ثابت کرد

به گزارش تلویزیون یک
++++++++++++++++++++++++++++++++++++

جنبش مدنی عدالت اجتماعی: از سنگ صدا بر آمد، از کمیسیون حقوق بشر و شورای علما نه!

روح‌الله بهزاد/ شنبه 22 جوزا 1395/

ماری از فعالین مدنی و شهروندان کشور با اشاره به کشتار و گروگان‌گیری غیرنظامیان از سوی طالبان می‌گویند که در مذمت اعمال تروریستی طالبان از سنگ صدا برآمد، از شورای علما و کمیسیون حقوق بشر نه.
آنان می‌گویند که شورای علما و کمیسیون حقوق بشر به‌عنوان نهادهای تأثیرگذار و دخیل در مسایل مهم کشور، باید موقف خود را در پیوند به mandegar-3کشته‌شدن شهروندان کشور از سوی طالبان ابراز بدارند.
این شهروندان و فعالین مدنی دیروز «جمعه/۲۱خرداد/ثور» با اشتراک در کنفرانسی که از سوی جنبش مدنی عدالت اجتماعی در کابل برگزار گردیده بود، با انتقاد از حکومت گفتند: تداوم ناامنی در شمال تبدیل به فاجعۀ قومی خواهد شد که در آن‌صورت وضعیت از کنترل دولت خارج خواهد بود.
آنان هم‌چنان از شورای امنیت ملی خواستند تا موقف خود را در پیوند به ناامنی شمال واضع و مشخص سازد و از فاجعۀ قومی که در شمال در شرف وقوع است، با اقدامات به موقع جلوگیری کنند.
احمد ذکی، رییس جنبش مدنی عدالت اجتماعی در این کنفرانس گفت: اگر حقایق حادثۀ کندز به مردم افشا و عاملان آن مورد پیگرد قرار می‌گرفت؛ امروز شاهد گروگان‌گیری و کشته‌شدن شهروندان‌مان در این شاهراه نمی‌بودیم.
آقای ذکی افزود: حکومت در حوادث اخیر شمال واکنش در خوری نداشت و به نحوۀ در کارهای حکومت ناتوانی، ضعف و بی‌اعتنایی نسبت به مردم و جان و مال‌شان دیده می‌شود.
او با انتقاد از رییس‌جمهور و رییس اجرایی گفت: ریاست جمهور و ریاست اجرایی در تشحیص و هم‌آهنگی در نهادهای امنیتی به کُلی ناکام بوده‌اند.
آقای احمد ذکی تصریح کرد: شورای علما به‌عنوان یکی از ارگان‌های مهم دولتی نسبت به کشته‌شدن شهروندان کشور بی‌اعتنا بوده وواکنشی نشان نداده است.
او گفت: شورای عالی صلح عملکرد یک‌جانبه و بی‌نتیجه داشته و در کنار آن، کمیسیون حقوق بشر نیز تنها نامش با حقوق بشر است، اما در پیوند به کشتار بشر در شمال کشور کاملاٌ خاموش نشسته‌اند.
رییس جبنش مدنی عدالت اجتماعی اذعان داشت: تداوم این وضعیت به نفع دولت نیست و ادامۀ آن رنگ و بوی قومی به خود خواهد گرفت که در آن‌صورت فاجعه‌یی رخ خواهد داد که کنترل آن از توان دولت خارج خواهد بود.
در سویی دیگر، عین‌الدین بیگ عضو دیگر این جنبش در این کنفرانس خبری تأکید کرد: گروگان‌گیری و به شهادت رساندن شهروندان بیگناه‌مان مسألۀ بسیار خطرناک است و باید به آن رسیده‌گی جدی صورت گیرد.
آقای بیک اظهار داشت:«طالبان عمال بیگانه‌ها هستند و می‌خواهند مسایل قومی را در کشور دامن بزنند، اما گلایۀ ما از حکومت است که ناتوانی‌های خود را در این قسمت بسیار زیاد به نمایش گذاشته و نتوانسته جلو چنین فجایع را بگیرد.»
به‌گفتۀ این فعال مدنی: وقتی بدخشانی و تخاری از موترها بیاده و به گلوله بسته می‌شوند، خود بیان‌گر دامن‌زدن اختلافات قومی است و از سوی علقات مشخصاین‌کار صورت می‌گیرد که امیدواریم دولت در شناسایی آن‌ها اقدام کند.
آقای بیگ با انتقاد از کارکرد شورای عالی صلح بیان داشت: این شورا بودجۀ فراوانی در اختیار دارد، اما این بودجۀ حیف و میل می‌شود؛ ما از حکومت می‌خواهیم تا این شورا را لغو و بودجۀ آن را به نهادهای امنیتی و دفاعی به مصرف برسانند تا در سرکوب طالبان موثر واقع شود.
آقای بیگ از شورای امنیت ملی می‌خواهد تا موضوع به شهادت رسیدن شهروندان و هم‌چنان امنیت در شمال را جدی بگیرد تا فاجعۀ قومیی که آهسته‌آهسته بو می‌کشد، اتفاق نیفتد.
در اخیر این برنامه جنبش مدنی عدالت اجتماعی طی پخش اعلامیه‌یی گفتند، با آن‌که هزینه‌های هفگفتی در پروسۀ صلح به مصرف رسیده است، با آن‌همسال‌هاست شهروندان افغانستان قربانی سیاست‌های ناسنجیدۀ مسوولان دولت می‌شوند.
در بخشی از این اعلامیه آمده است: «باوجودی که بیشتر از ۶۰درصد بودجۀ ملی صرف فعالیت‌های نظامی می‌شود، با آن‌هم ناامنی بیداد می‌کند و طالبان در ۲۰۰متری پاسگاه‌های امنیتی در شاهراه‌ها دست به گروگان‌گیری و کشتار مسافران می‌زنند.»
در قسمت دیگر این اعلامیه هم‌چنان گفته شده که باید شورای علمای کشور موقف رسمی خود را در پیوند به کشتار شهروندان از سوی طالبان اعلام بدارد و در کنار آن، شورای عالی صلح که تا به حال کارایی نداشته و مردم افغانستان شاهد دست‌آوردی از این شورا نبود، باید ملغا گردد.
در ادامۀ این اعلامیه آمده است: «ضعف مدیریتی شورای امنیت ملی در هم‌آهنگی نهادهای امنیتی سبب شده است تا نیروهای امنیتی عملکر درست و به موقع نداشته باشد،بناٌ شورای امنیت باید این نقیصه را رفع و همچنان در شناسایی و به دادگاه کشانیدن ستون پنجمی‌ها نیز اقدا کنند.»‌‌
+++++++++++++++++++++++++++++++++++

شمال و خطری بزرگتر از تروریزم

صرفنظر از تمام مسایل، آنچه اکنون در بلخ جریان دارد، نشانه ای آشکار از خطری فراتر از تروریزم است که برای شمال و امنیت این مناطق، تدارک دیده شده است.

شمال و خطری بزرگتر از تروریزم

تشدید اختلافات حزبی در ولایت های شمال به ویژه بلخ به مجلس بزرگان نیز سرایت کرده و اعضای این مجلس را در برابر همدیگر قرار داده است.
شماری از سناتوران در مجلس سنا، عطامحمد نور؛ سرپرست ولایت بلخ را مقصر می دانند؛ اما شماری دیگر طرف مقابل آقای نور را به شعله ور کردن این اختلاف ها متهم می کنند.
نظرمحمد فقیری؛ نماینده بغلان در سنا گفت:”سرپرست والی بلخ یک شخص دیکتاتور است. تمام والیان تبدیل شد؛ ولی این دیکتاتور تبدیل نشده است. طوری که معلوم می شود به جز از یک قوم دیگر، مردم را قبول ندارد”.
به گفته او، به همین دلیل، مردم بلخ دست به تظاهرات مدنی زده اند و خواستار برکناری سرپرست والی این ولایت هستند.

اما جمعه دین گیانوال؛ دیگر عضو مجلس سنا در پاسخ به آقای فقیری گفت:”هر اظهار نظری که می شود باید در چوکات باشد. والی مزار، مریض نیست. یکی از شخصیت های افغانستان است و دیکتاور هم نیست. دیکتاتوران دیگر در کشور وجود دارند که من نام نمی گیرم؛ ولی والی بلخ یک مجاهد است”.

صرفنظر از این مسایل، آنچه این روزها در مزار شریف جریان دارد، ریشه در مسایل و فتنه های پیچیده ای دارد که افرادی که خود را منسوب به جنرال دوستم می دانند بی آنکه خود بدانند، ابزارهای ساده ای شده اند برای برانگیختن و تشدیدهای فتنه های کهنه و دیرینه.

هدف، براندازی یک قدرت است؛ قدرتی که در برابر انحصارطلبی، فاشیزم، تروریست پروری و رویکردهای واگرایانه قومی، با تمام توان ایستاده و ولایت بلخ و شهر مزار شریف را به الگویی بی بدیل از توسعه و پیشرفت و آٰرامش و صلح و همزیستی مسالمت آمیز و فعالیت های آزاد فرهنگی و مدنی تبدیل کرده است.

اینکه امروزه کسانی مانند نظرمحمد فقیری در کرسی نمایندگی از مردم بغلان در مجلس سنا، والی بلخ را یک «دیکتاتور»‌می خواند و او را به دلیل انتقاد از «رییس جمهور» شایسته برکناری فوری عنوان می کند، خود نشانگر آن است که دشمنان عطامحمد نور، دقیقا به چه دلیل از او متنفر اند و دوست دارند او را از سمت ولایت بلخ براندازند.

آقای فقیری، عطامحمد نور را «دیکتاتور»‌ می خواند؛ اما در ادامه، این خود اوست که مدعایش را نقض و رد می کند و اذعان می نماید که «مردم» ولایت بلخ، برای برکناری او دست به «اعتراض مدنی» زده اند!

از آقای فقیری و امثال او باید پرسید که کدامیک از دیکتاتورهای شناخته شده جهان، به مخالفان طرفدار براندازی خود، اجازه «اعتراض مدنی» داده اند؟ اصولا چگونه می توان میان «دیکتاتوری» و «اعتراض مدنی» به صورت منطقی، جمع بست؟

آیا اینکه مخالفان و منتقدان آقای نور، آزادانه اقدام به اعتراض می کنند و تا مرز درخواست براندازی او پیش می روند، خود نشانه ای روشن از برقراری یک دموکراسی واقعی و مثال زدنی در ولایت بلخ نیست؟

اینکه گفته می شود والی بلخ «به جز از یک قوم دیگر، مردم را قبول ندارد» نیز یک دروغ آشکار است که ترکیب اعضای دفتر والی و ادارات دولتی بلخ، نادرستی آن را آشکارا اثبات می کند؛ اما در دیگر موارد، حتی در ادارات و وزارتخانه هایی در کابل و نیز عزل و نصب هایی که حکومت وحدت ملی، انجام داده است، شواهد زیادی در این زمینه وجود دارد که ظاهرا امثال آقای فقیری از دیدن و احصا کردن آنها ناتوان اند.

صرفنظر از این مسایل، آنچه اکنون در بلخ جریان دارد، نشانه ای آشکار از خطری فراتر از تروریزم است که برای شمال و امنیت این مناطق، تدارک دیده شده است.

در چنین شرایطی، حفظ هوشمندی همه طرف هایی که خواسته یا ناخواسته در دو سوی این فتنه، واقع شده اند، لازم و ضروری است؛ زیرا استمرار این وضعیت، فقط به سود کسانی است که می خواهند دامنه انحصارگرایی سیاسی، قومی و امنیتی خود را فراتر از دایره ها و زمینه های نفوذ و سلطه خود، گسترش دهند و در این راستا، عناصر ناهمساز با این جریان را از میان برمی دارند.

احزاب پرنفوذ و قدرتمندی مانند جنبش ملی اسلامی و جمعیت اسلامی افغانستان، نباید به آسانی دست ابزار فتنه انگیزی های عده ای سودجو و فرصت طلب قرار بگیرند؛ زیرا این امر، در نهایت، به تضعیف قدرت و جایگاه سیاسی مجاهدین در آینده افغانستان، منجر خواهد شد.

مسؤولیتی که اکنون بر دوش همه احزاب و جریان های جهادی قرار دارد، ایستادگی در برابر تروریزم و حامیان درونی آنها برای جلوگیری از توسعه پروژه گسترش ناامنی از جنوب به شمال است.
فاطمه موسوی- خبرگزاری جمهور

Advertisements