alemeftekhar12

محمد عالم افتخار

قرآن و سوالِ روزه و حجِ غیر عرب زبانان!؟

در ویبسایت رادیو بی  بی سی؛ باز؛ نوشتار پرسش بر انگیز موسوم به «روزه داری در روز های بلند؛ “مطابق ساعات روز در مکه روزه بگیرید”!»(1) تجدید نشرِ دو ساله یا چند ساله گردیده است:

http://www.bbc.com/persian/afghanistan/2015/06/150625_mar_islamic_fatwa_on_ramadan

 این تأکید و تکرار از جانب بُنگاه تبلیغی و سخن پراگنی عظیم و جهانی معلوم الحال؛ می رساند که نگرانی از افشا و رسوا و نهایتاً  خنثی شدن یک تحمیق دامنه دار و تحمیل برده گی زر و زور بر توده های ملیونی و ملیاردی «غیر عرب زبان» عالم؛ بیشتر و بیشتر شده می رود.

همزمان با اینها تحرکات تبلیغاتی عوام ـ اغوا گرانهِ جهانی توسط مراجع سیاسی بالایی مانند قصر سفید؛ فقط بر تشدید وخامت همین نگرانی ها تأکید دارد.

ماهیتاً بسیار مسخره است که اربابان ابر قدرت مسیحی و یهودی؛ و به باور قرآنیانِ عرب ـ کافران ـ برای روزه داران مسلمان! دسترخوان افطاری پهن می کنند؛ و با آنان توسط اوراد و تشریفات اسلامی، با خرما و آب زمزم و چه و چه؛ روزه گشایی می فرمایند و تسبیح و تراویح به جا می آورند!!!

به نظر میرسد که اگر “هوا؛ همینسان روی به گرمی رود”؛ اینگونه ضیافت دهندگان افطار و روزه گشایی اسلامی؛ عنقریب روانه حج گردیده، احرام هم خواهند بست و پیشاپش سایران؛ به طواف کعبه مسلمین نیز خواهند پرداخت تا…

توجه می فرمائید که اینجا ترکیز ما؛ بر تحمیق و تداوم تحمیق «غیر عرب زبانان» می باشد و الا بی بی سی و سایر ایستگاه های امپریالیزم اطلاعاتی و تزریقات رسانه ای ـ روانی؛ برای عرب ها و یا بلا تفکیک برای عموم انسانها هرساعته هجمه های سترگ زهریات را می پراگنند!

واقعیت این است که طی بیش و کم دو قرن اخیر به برکت «انقلاب انفورماتیکی» جهانی؛ امکانات کُفر یعنی پوشاندن و پوشانده و ممنوع و محرم نگهداشتن متن و معنای «قرآن عربی» از دسترس طاغوتیان حاکم عرب و غیر عرب؛ بدر گردید و امر مشبوه و ممنوع ترجمه و تحلیل و تفسیر  قرآن، در سراسر جهان و در همه زبانها و گویش های بشری ممکن و میسر شده و محدود و منحصر ساختنش به قلقله های نامنهاد «تلاوت» و خوش خوانی و «ختم» و «ذکر»؛ ناممکن گشت.

لهذا خود قرآن بر پژوهندگان و خوانندگان و دانندگانش؛ گفتن و فاش کردن گرفت که کتابی است «مخاطب محور» و برای «ام القری و حولها»؛ و برای اهالی آن و به زبان «پیامبر درس نخوانده» شان؛ سهل ساخته شده میباشد بلا تشبیه همانند کتاب ها و اثاری که برای کودکان و نو آموزان؛ قسم اختصاصی آماده میگردد:

إِنَّمَا يَسَّرْنَاهُ بِلِسَانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿58 ـ الدخان﴾

مخصوصاً که قرآن از زبان فرستنده اش فریاد بر آورد که:

وَلَوْ جَعَلْنَاهُ قُرْآنًا أَعْجَمِيًّا لَّقَالُوا لَوْلَا فُصِّلَتْ آيَاتُهُ ءَ أَعْجَمِيٌّ وَعَرَبِيٌّ قُلْ هُوَ لِلَّذِينَ آمَنُوا هُدًى وَشِفَاء وَالَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ فِي آذَانِهِمْ وَقْرٌ وَهُوَ عَلَيْهِمْ عَمًى أُوْلَئِكَ يُنَادَوْنَ مِن مَّكَانٍ بَعِيدٍ ﴿44 ـ فصیلت) 

و اگر [اين كتاب را] قرآنى غير عربى گردانيده بوديم؛ قطعا مى‏گفتند: چرا آيه‏هاى آن روشن بيان نشده؛ كتابى غير عربى و [مخاطب آن] عرب زبان؟!… (44 ـ فصیلت) 

و بالاخره:

و اگر آن {قرآن} را بر برخى {ازغيرعرب زبانان} نازل مى‏كرديم (198) و به عرب ها  خوانده میشد؛ به آن ايمان نمى‏آوردند(199 ـ الشعرا) 

اینجا به پهلو های دیگر مفاهیم آیات متبرکه؛ درنگ نمی کنیم صرف این تصریح و تبیین بیحد مؤکد که اگر قرآن؛ غیر عربی می بود و بر برخى از غير عرب زبانان نازل میشد؛ عرب ها برآن ایمان نمی آوردند؛ طرف مداقه ماست.

هر جمله حکمی، خبری وغیره؛ همزمان معنای برعکس خویش را به مانند سایه با خویشتن حمل میکند؛ مثلاً اینکه میگوئیم خربوزه؛ شیرین است این معنا را سایه وار داراست که میوه یا چیز دیگری تلخ، شور، ترش … است. لهذا این حکم و فرمایش الهی که:

و اگر آن {قرآن} را بر برخى {ازغيرعرب زبانان} نازل مى‏كرديم و به عرب ها  خوانده میشد؛ به آن ايمان نمى‏آوردند؛ این معنای برعکس را مانند سایه با خود دارد که:

و اگر آن {قرآن} را بر برخى {عرب زبانان} نازل مى‏كرديم و به {غیرعرب ها}  خوانده میشد؛ به آن ايمان نمى‏آوردند.

این فرموده را که از حالت تحت الفظی بیرون آوریم؛ بدون شک چنین میشود که قرآن عربی برای غیر عرب زبانان ـ حد اقل در 14 قرن قبل ـ دانستنی و پذیرفتنی نبوده و نبایستی می بوده است!

این در حالیست که قرآن نه تنها به زبان عربی بوده بلکه به زبان عربی مبین؛ یعنی به زبان فوق العاده ساده و روشن و عام فهم و بیسواد فهم و چوپان و بیابانگرد فهم… در آورده شده بوده و عمداً و قصداً به سطح و سویه اینان “آسان” گردانیده شده بوده است.

با تمام اینها نیز خود قرآن؛ حاکیست که بیشترین عرب ها ـ کم از کم دفعتاً و به راحتی ـ به آن ایمان آورده نتوانستند؛ و نه تنها ایمان نیاوردند بلکه به جنگ ها و مقابله ها و مقاتله های بسیار شدید علیه آن پرداختند!

عمده ترین و تعیین کننده ترین عامل درینجا؛ همانا فوبیای ترس از دانستن در باره باور ها و مقاومتِ عادت ها و اعتیادات است.

چنین هم نبود که قرآن؛ تمامی باور ها و اعتقادات پیشین عرب ها (از جمله مثلاً عمده ترین آنها؛ حج خانه کعبه) را رد و نفی میکرد؛ به این برهان ساده که قرآن “در حقيقت؛ بر زبان پیامبر اُمی و محروم از سواد نوشت وخوان؛ آسان گردانيده شده بود تا [همزبانان اُمی و محروم از سواد نوشت وخوانش] تذکرات آنرا تمام و کمال دریابند”و قبول کنند!

لهذا قرآن حدوداً 90 فیصد باور ها و عبادات و رواج ها و شرایع قبلی اعراب را طور «امضایی» وارد مقبولات و معقولات خودش ساخته بود! چیز هاییکه برای عموم «غیر عرب زبانان» بیگانه و نامأنوس و نامفهوم و نامقبول و نا معقول می نمودند و جز این هم نمی توانستند باشند!!

مسلم است که دگر این آگاهی و دانایی بی پیشینه عالمگیر برخاسته از دل قرآن؛ میرود که نظامات و بند و بساط های جبری و جعلی و تحمیلی و تحمیقی و استحماری را که اکنون وارث و منفعت بردار اساسی آنها غارتگران نو استعماری چون امریکا و انگلیس و اسرائیل و پاکستان… استند؛ متزلزل و بالاخره محو و نابود گرداند. درک همین حقیقت مخوف است که مراکزی چون قصر سفید را لرزانیده و تکاپو های بلند گویان امثال انگلیس را بر انگیخته و نیز مذبوحانه ترین و بزدلانه ترین و ضد انسانی ترین تقلا های تروریستی و دهشت افگنی و شرارت و توحش دجالوار را از سوی آنان، باعث گشته است!

وگرنه رسانه ای چون بی بی سی که به تمام دانشمندان راستین و آزاده قرآن شناسی و اسطوره شناسی و عرب شناسی… میتواند؛ دسترسی داشته باشد؛ باید مستند و مسجل سخن بگوید که قرآن؛ «عرب محور و بنده محور» است و تکالیفش  مانند روزه و حج و جهاد… محدود و منحصر به مخاطبانی می باشد که خود فرستنده قرآن؛ اراده کرده و از هر لحاظ؛ آنان و محدودات مکانی و زمانی آنان را در آیات منزله اش؛ معرفی نموده و مشخص گردانیده است!

نه اینکه بر «غیر عرب زبانان» ـ آنهم در مخالفت کامل با مصرحات قرآن؛ فرمان صادر نماید یا فتوا دهد و موعظه کند که بنابر حَرَج و عُسرت و ناتوانی و مخاطرات روزه گیری در روز های بلند 18 ـ 20 ـ 22 ـ 23 … ساعته تا شش ماههِ دور از مکه؛ مطابق ساعات روز مکه؛ روزه بگیرند!!!!

 البته فرا تر از اینها هم چیز های زیادی برای گفتن هست و حتی به شدت مبرم نیز میباشد. منجمله مواردی از آنها؛ درین تألیف و تتبع و تحقیق اینجانب فورموله شده است:

 

 

موارد خطیر نوپدید که [خیر] را به [شر] مبدل میکند!

 

درینجا می خوانید:

 

  • روزه و سوال روز های طولانی تا شش ماهه:
  • روزه و سوال عدم تمایز غنی و فقیر:
  • تکلیف فردی و تعارض با مسئولیت اجتماعی:
  • کی ها نباید روزه بگیرند و کی ها نباید مجاز باشند که روزه بگیرند؟
  • آیا خدا به روزه بشر یا حیوان دیگر محتاج است؟!
  • آیا تحولات و انقلابات هزاره پسین؛ اهمیت تغییر میل جنسی اعراب را هم نداشت؟!
  • چرا زنان در امر و نهی همخوابگی با مردان؛ مورد خطاب نیستند؟!
  • جغرافیای قرآن؛ «اُم القری و حولها» و مخاطبش «عرب زبانان» بود و هست!
  • متباقی هرآنچه در باره روزه… بافیده و لافیده اند و می بافند و می لافند چِرت است و چرند و یاوه و دروغ و حتا شیطنت و منافقت!

 

انگیزهِ اینکه مقاله کنونی از یک خاکه کوچک قبلاً نشر شده با فرنام «حقیقت و دروغ در باره روزه و رمضان بر وفق قرآن»؛ به اثر بزرگ و ذوجوانب کنونی مبدل گردید؛ سخن کارگری بود که گفت:

 یک ماه رخصت بی معاش گرفتم تا بتوانم روزه ماه مبارک رمضان را بگیرم!!

 

هموطنان و همدینان محترم!

 

قبل از همه فرا رسیدن ماه طاعاتِ انفرادی ی ویژه یعنی روزه داری و رمضان را به تمام شما مؤمنان صدیق و بی ریای درون و بیرون کشور و همه مسلمانان صاحب عقیده پاک و اهل صلح و صفا در جهان تهنیت میگویم.

روزه؛ با اینکه مانند حج و طواف کعبه و ضمایم آن و همچنان مانند احکام غلامی و کنیز داری وغیره؛ از عنعنات و مروجات دوران «جاهلیت عرب» است؛ معهذا چون به گونه توارد و «امضایی» وارد اسلام گردیده؛ یکی از بزرگترین عبادات اسلامی و یک بنای مسلمانی هم شمرده شده است.

به راستی؛ قرآن مجید با صراحت؛ مسلمانان را مامور به اجرای این عملِ مروج در “پیشینیان” قرار داده و آنرا؛ فریضه گردانیده است؛ “پیشینیان“ی که در هزاره های گذشته؛ مردمان کم عدهِ شکارگر و شبان پیشه یا شاغل در تولیدات بدوی زراعتی، پیشه های دستی و خرده تجارت؛ بودند یعنی که هیچ قابلیت مقایسه ای با مردمان عصر کنونی و کار و معیشت و گرفتاری هایشان نداشتند.

توجه فرمائید:

۱- سوره بقره آیات ۱۸۳تا ۱۸۵:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾ أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۱۸۴﴾ شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۱۸۵

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد روزه بر شما نوشته (مقرّر) شده است، همان گونه كه بر كسانى كه پيش از شما [بودند] مقرّر شده بود، برای آنكه پرهيزگارى كنيد.(۱۸۳)

 [روزه در] روزهاى معدودى[است ولى] هر كس از شما بيمار يا در سفر باشد [به همان شماره] تعدادى از روز هاى ديگر [را روزه بدارد] و بر كسانى كه [روزه] طاقت ‏فرساست كفّاره‏اى است كه خوراك دادن به بينوايى است و هر كس به ميل خود بيشتر خیرات كند برایش اولی تر است و [لیکن] اگر بدانيد [خودِ] روزه گرفتن براى شما بهترین کار است.(۱۸۴)

ماه رمضان [همان ماه] است كه در آن قرآن نازل شده است [كتابى] كه مردم را راهبر و [متضمّن] دلايل آشكار هدايت و [ميزان] تشخيص حقّ از باطل است، پس هر كس از شما اين ماه را دریابد بايد آن را روزه بدارد و كسى كه بيمار يا در سفر است [بايد به شماره آن] تعدادى از روزهاى ديگر [را روزه بدارد] الله براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد تا شماره [مقرّر] را تكميل كنيد و الله را به پاس آن كه رهنموني تان كرده است به بزرگى بستاييد و شكر گزارى كنيد.(۱۸۵)

***

چنانکه به رای العین مشاهده میفرمایید؛ اینجا حکم قطعی روزه داری؛ به لحاظ “فردی”؛ با هدف پرهیزگاری، تزکیه نفس و بالابردن حسنات اخلاقی وجود دارد. لهذا روزه داری ریایی که شخص را چنین متحول نکند یک تقلید میمونوار از رفتار دیگران و یا هم شیطنتی برای مردم فریبی و کاسبی و دکانداری چپاولگرانه است و خواهد بود.

بدینگونه روزه برای فرد؛ “وسیله” است و “پرهیزگاری” با تمامی وسعت معنای آن؛ “هدف“!

 

روزه و سوال روز های طولانی تا شش ماهه:

 

همچنان حقیقت قرآنی است که روزه داری مورد نظر؛ در روزهای معدود یک ماه (ماه نهم سال قمری) یعنی رمضان حکم شده است که گاه ۲۹ و گاه ۳۰ (یا هم 28 ) روز میشود و به علت اینکه سال قمری از گاهشمار های خام بشر اولیه میباشد و مانند سال شمسی؛ دارای محاسبه دقیق حرکات زمین نبوده؛ با نظام اقلیمی طبیعت سر نمیخورد؛ روزهای رمضان به فصل های گوناگون سال تصادف می کند؛ از کوتاه ترین و سرد ترین یا معتدلترین روز ها تا دراز ترین و خشک ترین و گرمترین روزها.

ولی اگر رمضان را مشتق از مصدر «الرمض» بگیریم که منجمله به معنای گرمای شدید و زمین سوزان است، میتوان به طرز عوامانه؛ روزه در روزهای طولانی و خشک و گرم را حتی بهتر و مطلوب تر پنداشت؛ مگر همین «الرمض» در چرخه زمان به سرما و یخبندان نیز همانقدر تصادف میکند که به گرما و تابستان!؟

اینکه در قرآن؛ روزه در روز های کوتاه (که در عین حال معمولاً ملایم و سرد می باشند) و برعکس در روزهای طولانی (که خشک و داغ و تفتان استند) مورد تفکیک قرار نمی گیرد؛ با در نظرداشت تحولات فاحش اقلیمی در اطراف و اکناف کره زمین؛ عجیب و حتا دور از عدالت الهی به نظر میرسد.(1)

کسانیکه امروزه اطلاعاتی حد اقل در زمین شناسی و اقلیم شناسی دارند؛ میدانند که کوتاه و دراز شدن روز ها طی فصل های مختلف در حوالی «خط استوا» (منجمله کشورهای افریقایی وعربی) کمتر می باشد و برعکس هرچه مناطق به طرف قطب های زمین نزدیکتر گردد؛ کوتاه و درازشدن روزها طی فصول در آنها افزایش می یابد تا جاییکه به مناطقی در قطب های شمال و جنوب میرسیم که یا شش ماه مکمل روز استند و یا شب!

قوانین مادی و طبیعی در موجود حیه که خود همانند آیات قرآن؛ آیات آفریدگاری استند؛ به وضوح امکان نمی دهند که روزه داری یک فرد مومن؛ شش ماه مداومت داشته باشد و هدف معینه فریضه روزه از آن برآورده گردد.

چرا که حکم آن است که «بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد (بامداد) از رشته سياه [شب] بر شما نمودار شود، سپس روزه را تا [فرارسيدن] شب به اتمام رسانيد» و چنین چیزی در قطب های زمین که هم اکنون سرزمین های پرنفوس زیادی در آنها قرار دارد؛ چون قسمت هایی از ممالک اسکندناوی؛ جز در طول شش ماه کامل میسر نیست!

 

روزه و سوال عدم تمایز غنی و فقیر:

 

همچنان اینکه روزه برای غنی و فقیر یکسان و بی هیچ تفاوتی تکلیف میگردد، قابل تامل است چرا که وضع کسان فقیر حتا مقیم و در حضر، همیشه از وضع کسان غنی مسافر و حتا مریض معمولی؛ آشفته تر و دشوارتر می باشد.

امروزه بر کسی پوشیده نیست که، چاقی یکی ازعمده ترین و پرمخافت ترین بیماری های مردمان غنی و مرفه الحال و حتا متوسط الحال است که معمولاً با مرض شکر، زردی، پوکی استخوان … و حتا سرطان ها اختلاط دارد و دنیای طبابت به شدت مشغول تولید انواع دواها، تدابیر و تخنیک ها برای مقابله با چاقی و ضمایم آن است.

یکی از بهترین تدابیر برای مقابله با این آفت ها همانا پرهیزهای شدید حتا به فواصل به مراتب بیشتر از درازترین روز های روزه داری عبادی میباشد.

لهذا تکلیف روزه برای اغنیا و ثروتمندان که حسب معمول کار فزیکی و دماغی چندانی هم ندارند و نمیکنند نه فقط؛ متضمن عُسرتی نیست، بلکه دارای فایده های بسیار صحی نیز میباشد ولی برای کسان فقیر که بام تا شام ناگزیر از کار و زحمتکشی تا سرحد برده گی؛ برای کسب لقمه نانی اند و در بدن های معمولاً نحیف و لاغر شان، مواد سوخت حیاتی ذخیره وجود ندارد؛ روزه مخصوصاً در روز های طولانی و مناطق خشک و سوزان و یا بسیار سرد، آشکارا پر ازعُسرت و طاقت فرسا میباشد یعنی عملاً برضد تصریح و تعهد الله تعالی در قرآن مجید.(الله براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد)

 

تکلیف فردی و تعارض با مسئولیت اجتماعی:

 

در دنیای پُر کار و پُر جنب و جوش و پُر دوش و جهش صنعتی و ماشینی ی کنونی که حتی در بسیاری حالات؛ بشرِ کارگر اعم از یدی و فکری؛ خود به پرزه ای از ماشین ها و سیستم ها و ارگانیزاسیون ها و قطارها و مجتمع ها… مبدل گردیده؛ روزه داری منحیث تکلیف فردی در تعارض افزایش یابنده با کار و مسئولیت اجتماعی قرار میگیرد.

چنانکه در آیات قرآنی هم به وضوح می بینیم؛ نه تنها هیچنوع اشارتی به چنین اوضاع و احوال وجود ندارد بلکه اصولاً قرآن به کم و کیف و ریز و درشت کار و تولید و طرق تأمین معیشت مجتمع ها و جوامع میلیونی و میلیاردی بشر نمی پردازد. لهذا تعجبی ندارد که به زیر شکم و بستر خواب مردان مخاطبش و قسماً به ناتندرستی و نابالغی و کسور عقلانی آنها توجه و دقت نماید و بس.

این نقص قرآن؛  به مثابه اثر 1400 سال قبل برای جامعه بدوی و فوق العاده بسیط «اُم القری و حولها» نیست که هر گز به جوامع غیر عرب زبان هم کاری نداشت؛ جوامعی که در همان زمان نیز؛ اجتماعیت و مدنیت و فرهنگ و سیستم های تولیدی قسماً پیشرفته تر و پیچیده تر داشتند؛ ولی چنانکه روزتاروز آفتابی میشود؛ این نقص و در واقع جرم و جنایت جباران و جهانخورانی است که تعالیم منوط و محدود به «اُم القری و حولها» و نهایتاً عرب زبانان را؛ بهانه لشکرکشی ها و جهانگشایی های بربری قرار داده با زور و خون و مرگ و برده سازی ولی بدون “فهمیدن و فهماندن” قرآن و حتی بدون اعتنا و احترامی به آن؛ امپراتوری ها ساختند.

قرآن نه تنها مدعی نسخه پیچی ها برای حل و فصل مسایل غامض و غامضتر شونده دنیای امروز نیست بلکه مدعی حل و فصل مسایل حتی یک نفر غیر عرب زبان در همان زمان خودش هم نبوده است.

اینکه از سال هاست که دولت های مختلف اسلامی در ماه رمضان اوقات رسمی و واجبی ی کارهای تولیدی و خدماتی و اداری و فرهنگی… را کوتاه میسازند؛ کدام مجوز قرآنی ندارد بلکه فقط به مقتضای تحولات حادث شده در عالم واقعیتِ عینی میباشد. چرا که مدت هاست برخلاف عصر قرآن؛ عصر “کار اجتماعی شده و صنعتی شده” یا هم “ماشینی شده” فرا رسیده و کم و کیف “کار” دیگر صرف به فرد و افراد جداگانه تعلق ندارد بلکه به کُل اجتماع مربوط است و بدینجهت دولت؛ در مقام مسئول اجتماع؛ ناگزیر به ترتیب و تنظیم مقررات و ایجابات کار “اجتماعی شده” گردیده است؛ چیزی که در عصر قرآن و صدر اسلام؛ حتی به مخیله کس هم نمی گنجید.

 

کی ها نباید روزه بگیرند و کی ها نباید مجاز باشند که روزه بگیرند؟

 

مثلاً دیگر کار پیلوتانی که طیارات پر از سرنشین را به فضا می برند؛ کار مسئولان ترافیک حساس زمینی و بحری؛ کار مسئولان کنترول جریانات حیاتی گوناگون در شهر ها و فابریکات و مؤسسات، کار اطبا و رهبران پروسه های طبی و امثال آنان و به درجات دوم و سوم…کار کمک دستان و معاونان و علی البدل های آنها؛ مانند کار ها و مشغولیت های قدیمه نیست که همه خیر و شرش فردی باشد.

ولی چنانکه در عمل به طور اظهر من الشمس آشکار است؛ تدابیر نیم بند و اَلَکی و ناشیانه یاد شدهِ دولت های به اصطلاح اسلامی کافی و به درد بخور نیست.

بنابر عوارضی که روزه؛ بر میزان هوشیاری و میتابولیزم جسمی و دماغی بشری دارد، اساساً اینچنین افراد مسئول خدمات خطیر اجتماعی و عمومی؛ ولو که خودشان هم بخواهند؛ به حکم ضرورت وظیفه و مصالح جانی و مالی عامه نباید روزه بگیرند و به درجه اولی نباید به روزه گرفتن و حتی تظاهر به آن مجبور ساخته شوند.

هکذا شاغلین فعالیت در موتور ها و ماشین آلات مختلفه ترافیکی، ترانسپورتی و فابریکاتی که کارشان نیازمند سطح بالای هوشیاری، نیرومندی و استواری است؛ بایستی حتی از روزه گرفتن؛ اکیداً منع شوند و البته بیشتر با کار اقناعی و تعلیم و تربیت سلیم و صحیح دینی و عبادی و کمتر با تدابیر اداری و انضباطی!

شاید لازم باشد و بتوان همچو تدابیر را در مورد آموزندگان و آموزگاران عرصه های سخت زحمت طلب مانند طب و انجنیری و گستره های مشابه فراوان علم و صنعت و تحقیق و کشف و اختراع و هنر و ساخت و ساز… بسط و توسعه داد!

ولی در مورد پرسونل مشمول وظایف حساس و خطیر امنیتی و نظامی و انتظامی خاصتاً در حالت احضارات محاربوی و جریان مدافعه و جنگ؛ به نظر میرسد که متعصب ترین، ابله ترین و غبی ترین مدعیان فقه و فتوا هم ناگزیر از اعتراف اند که روزه و نماز و تکلیف های دیگر فردی؛ از این وظایف حیاتی و مماتی مرتبط به همه خلق الله؛ مهمتر و پُرصوابتر نیست؛ مواردی که عزیز ترین و گرامی ترین دارایی فرد یعنی حیات؛ هم در آن ها فدا میگردد!

 به هرحال، روشنتر از آفتاب است که در حال حاضر؛ شاخص های بازدهی عمومی ی کار و تولید فردی و اجتماعی در ماه روزه داری؛ در بسی عرصه ها اُفت شدید میکند و زیان های قابل ملاحظه اقتصادی هم به خانواده ها و هم به جوامع؛ تحمیل میگردد و بازهم خلاف وعده قرآن که (الله براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد) فرد و خانواده و جامعه کارگری و وابسته به کار؛ و عموماً کشور ها و سر زمین ها؛ گرفتار (دشواری ها) میگردد.

 

آیا خدا به روزه بشر یا حیوان دیگر محتاج است؟!

 

وقتی بنا نیست با «پرپرخوانی» و پرخاشگری و سفسطه گری مُلایی، فقط دود و غبار باد کنیم و از آیت بزرگ آفریدگاری یعنی عقل و بصیرت خود کار گرفته این اِشکالات روشن را در گستره تطبیقی احکام قرآنی ی روزه و رمضان ببینیم؛ چگونه میتوانیم با اجتهاد و استخاره و امثالهم راه صواب پیدا کنیم؟

واقعیت تلخ و زشت و زمخت این است که اسلام منحیث دین و فرهنگ؛ و دنیای اسلام منحیث بخشی از سکونتگاه بشری؛ به دست مُردگان متحرک و اسکلیت های فرسوده و متعفن هزار سال پیش؛ اداره و زندانبانی میگردد که نه حدود و ثغور زمانی و مکانی نُصُوص و نه محدودیت دایرهِ مخاطبان قرآن را ادراک و اعتراف میکنند و نه از کلیه تحولات و انقلابات هزاره پسین میتوانند و میخواهند سر در بیاورند. حتی آنان تصور یا وانمود میکنند که خدا محتاج عبادات مردمان منجمله روزه و نماز و حج است و کم و کسر و تغییر و تعدیل درین عبادات شاید؛ تمامیت خدا را برهم زند یا عالم را در غضب خدا خاکستر گرداند!!!

مجتهدان و متفکران زاده عصر و لازمه عصر؛ اگر به عدد انگشتان هم امکان پدیداری و بالیدن یافته باشند؛ در مجمع  مردگان و اسکلیت های پشمالود «رهبری و حاکمیت!» که حامل مالیخولیای جهانخواران و جهانگشایان اولیه استند؛ راه ندارند و راه نمی یابند!!!

بازهم بیایید قبل از دادن پاسخ نهایی به پرسش فوقانی؛ مقداری دیگر هم پیشتر برویم:

در نخستین آیه شریفه که آوردیم؛ آمد که «ای مؤمنان؛‏ روزه بر شما نوشته (مقرّر) شده است، همان گونه كه بركسانى كه پيش از شما [بودند] مقرّر شده بود»

بنابرین روزه، امری نیست که ۱۴۰۰ سال پیش وضع و فرض شده باشد؛ امری است که از قدیم وجود داشته و در راستای رفع احتیاجات ایمانی و روانی ی فراد اقوام بدوی تر از اعراب موردِ خطاب قرآن؛ مرسوم و معمول بوده است(2). چنانکه مثلاً هندو باوران که دین شان خیلی ها بدوی شناخته میشود؛ حتا در هر شش ماه یک آیین روزه داری بدون اجبار و رسمیت؛ دارند و بدنبال هرکدام هم عید و جشن فوق العاده ای که به نام های «هولی» و «دیوالی» شهره آفاق میباشد.

جالب بود که سال گذشته ویب سایتی، طی مضمون مفصل با عنوان «روږه د حیواناتو په نړی کی» ابلاغ کرد که جانوران غیر بشری نیز روزه می گیرند و به این ترتیب احتیاجات صحی و روانی خود را مرتفع میسازند و به نوبه خود عبادت! میکنند.

البته هدف سایت، که احتمالاً توسط آی اس آی پاکستان یا مماثل هایش برای طالبان پخش میگردد، تحقیر روزه داری نه بلکه به زعم خودش تجلیل کردن و فوق العاده ضروری و فطری و ازلی ثابت نمودن روزه بود.

شاید کسی بفرماید که حالا هر احمق، هرچه گفت پایه استدلال در همچو بحثی نمیشود!

مگر چند فیصد مقالات و اشعار و بیانات و خطابه ها و موعظه هایی که طی همین ماه های مبارک رمضان سپری شده خوانده ایم و شنیده ایم به راستی غیر احمقانه است؟

در کدام یک از آنها به طرز خردمندانه و عقلانی حکمت اینکه قرآن می فرماید؛ روزه شما چنان است که بر گذشته گان معمول و مرسوم بود؛ منجمله بر یهود و نصارا و بر «اعراب جاهلی»؛ و یا اینکه الله براى شما آسانى مى‏خواهد و براى شما دشوارى نمى‏خواهد؛ مورد توجه و مداقه قرار گرفته و از آن استنتاجات لازم شده است؟

مگر بسیار مهم نیست که به دنبال «ای مؤمنان؛‏ روزه بر شما نوشته (مقرّر) شده است، همان گونه كه بركسانى كه پيش از شما [بودند] مقرّر شده بود» نیامده است “برکسانی که پس از شما می آیند؛ هم مقرر خواهد شد”؟!

 

آیا تحولات و انقلابات هزاره پسین؛ اهمیت تغییر میل جنسی اعراب را نداشت؟!

 

از حکم روزه ای مانند گذشته گان و مردمان پیش از شما و با شرط آسانی و نه دشواری به شما؛ به حکم دیگر در همین رابطه روزه؛ می رسیم که غالباً دیگر مانند گذشته گان و مردمان پیش از شما نیست؛ توجه فرمایید:

۲- سوره بقره آیه ۱۸۷:

أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿۱۸۷

در شب هاى روزه، هم خوابگى با زنان تان بر شما حلال گرديده است. آنان براى شما لباسى هستند و شما براى آنان لباسى هستيد. الله مى‏ دانست كه شما با خود تان ناراستى مى‏كرديد، پس توبه شما را پذيرفت و از شما درگذشت. پس اكنون [در شب هاى ماه رمضان مى‏توانيد] با آنان هم خوابگى كنيد و آن چه را الله براى شما مقرّر داشته طلب كنيد و بخوريد و بياشاميد تا رشته سپيد [بامداد] از رشته سياه [شب] بر شما نمودار شود، سپس روزه را تا [فرارسيدن] شب به اتمام رسانيد و در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] در نياميزيد. اين است ‏حدود احكام الهى. پس[زنهار به قصد گناه] بدان نزديك نشويد. اين گونه الله آيات خود را براى مردم بيان مى‏كند، باشد كه پروا پيشه كنند.

***

نخستین برداشت از این آیه مبارکه همین است که در زمانهای گذشته گان و مردمان پیش از شما و نیز تا ایندم بر شما؛ همخوابگی با زنان در روزه داری حرام بود؛ ولی الله تعالی به سبب اینکه شما عرب ها را سست اراده یافت که نمی توانستید این حرمت را نگهدارید و “با خودتان نا راستى مى‏كرديد” پس این تحریم را برداشت ولی هنوز” در حالى كه در مساجد معتكف هستيد [با زنان] درنياميزيد.”

می بینیم که با مرور زمان و تغییرات در اوضاع و احوال مردمان، احکام عبادی و حلال و حرام الهی هم تطورات و تبدلات پیدا میکند. ولی اینجا مفصلاً وارد این مبحث شده نمیتوانیم.

معهذا باید تصریح کرد؛ در حالیکه قرآن برای همه زمانه ها و همه مردمان بشریت بوده باشد، آیا تحولات و انقلابات هزاره پسین؛ اهمیت تغییر میل جنسی اعراب را هم نداشت که اقلا یک چنین ارشاد و ابلاغ و رهنمودی در مورد اوضاع و پیشامد ها و ضرورت های امروزی در آن وجود میداشت؟!

 

چرا زنان در امر و نهی همخوابگی با مردان؛ مورد خطاب نیستند؟!

 

برداشت دوم از آیه مبارکه این است که اینجا زنان در تکلیف روزه داری و متفرعات آن منجمله حلال و حرام همخوابگی و اینچنین در اعتکاف به مساجد؛ مطرح نیستند؛ چرا که اگر روزه و حرام و حلال آن برای زنان هم حتمی و مساوی باشد؛ بایستی خطاب آیه صرف و صرف برای مردان نباشد؛ بلکه به زنان نیز در مورد آمیزیش کردن با مردان و شوهرانشان امر و نهی شود.

این مردسالاری و مرد محوری مطلق، آنهم در متن فقهی قرآن؛ آیا به اعتبار علم و حکمت الهی است یا به اعتبار «ذهن مخاطبان» یعنی اهالی بیابانگرد و شبان پیشه پراگنده و کم عده عربستان کهن؟

بدون شک (به لحاظ ایمانی و نه به لحاظ علمی و تجربی!)؛ قرآن کتاب و کلام خداست ولی برای کی و خطاب به کی؟

این پرسش دو جواب ندارد؛ فقط یک جواب دارد و آن اینکه قرآن؛ برای بنده خداست و خطاب به بنده خدا، یعنی اگر شیرفهم تر کنیم مجبوراً باید بگوییم؛ قرآن کتاب خدا؛ برای خدا یا خدایان دیگر نیست؛ چنانکه کتاب نویسندگان بشری؛ برای بشرهای دیگر و خطاب به بشر های دیگر است!

کتاب خدا؛ برای بنده و آنهم برای یکی از بنده گان یعنی بشر است و چونکه بشر به قبایل و طوایف و جغرافیا ها و مناطق منقسم است؛ لذا کتاب خدا و خطاب خدا صرف میتواند همزمان به یک قوم و محیط و منطقه باشد؛ چونکه به همه درعین زمان؛ خطاب کردن امکان ندارد قبل از همه به علت اینکه هر یک گروه و دسته مخاطبان؛ زبان جداگانه دارند که در بردارنده باورها و فرهنگ جداگانه هم است!

قرآن مجید؛ کلام و خطاب خداوند به زبان عربی ۱۴۰۰ سال قبل است و لذا چنانکه خود قرآن به کرات تصریح میکند؛ مخاطب آن غیرعرب زبان نیست. مسلماً اوتعالی برای هدایت غیرعرب زبانان، حکمت و تدبیر لازمه داشته و به داد آن بنده گان هم عندالموقع رسیده است!

عرب زبانان مورد خطاب قرآن در ۱۴۰۰ سال پیش عموماً زنده گانی و معیشت بسیط و بدوی داشته اند و لذا اختلافات طبقاتی و فرق ها میان غنی و فقیر آنقدرها جدی و فاحش نبوده و خاصتاً با عصر کنونی هیچگونه تقارن و تشابهی نداشته است. از اینجاست که وضع غنی و فقیر حتا به اندازه تفاوت در وضع مقیم و مسافر هم مورد تمکین قرآن قرار نمی گیرد.

 

جغرافیای قرآن؛ «اُم القری و حولها» و مخاطبش «عرب زبانان» بود و هست!

 

دیگر اینکه جغرافیای قرآن به وضوح و طور تاکید بالتاکید؛ «اُم القری و حولها» یعنی مکه و اطراف آن صراحت یافته است لذا از نظر جغرافیایی دیگر لزومی ندارد که اوضاع و احوال اقلیمی در سایر مناطق کره زمین یعنی مناطق خیلی دور تر از خط استوا و قطبین؛ هم مد نظر باشد یا طرف محاسبه قرار گیرد خاصه که این امر به کلی دور از«ذهن مخاطبان» بوده پیام های قرآنی را بیمورد غامض می گرداند!

همچنان از اصل «مخاطب محوری» روشن میگردد که چرا زنان؛ نیمه نفوس بشری، مادران و پرورنده گان هر دو نیمه بشر، در آیات محکم قرآنی؛ مقام و منزلتی ندارند، به خاطر اینکه نزد عرب های مخاطب؛ زنان جز ابزار برای اطفای شهوات مردان و جز ماشین های چوچه کشی نیستند و بدین علت هم؛ ارباب غرور و فیشن و درشن عربی؛ حتا از تولد دختر در خانواده های خویش ننگ دارند تا بدان حد که دختران نوزاد را زنده به گور میکنند باشد که غیرت شان برجا و سرشان بلند و نام شان نیکو بماند!

لذا طرز خطاب قرآنی اینجا به مقتضای «ذهن» و شعور و سنن و فرهنگ همان مخاطبان است.

اینجا میسر و مفید نیست از برابری زن و مرد و حتا به جهاتی از برتری زن سخن گفته شود؛ چنانکه میسر نیست از کروی بودن زمین، خورشید محوری عالم اطراف زمین، دفینه های عظیم نفتی زیر شنزار های عربستان و هزاران مورد واقعیت و حقیقت ناشناخته و غیر قابل درک دیگر برای اعراب آنوقت؛ سخن گفته شود.

نه در قرآن و نه در هیچ کتاب و خطاب بنده محوری؛ نه قرار است و نه ممکن و متصور که خداوند تمامی «علم غیب» خود را درج وعرضه دارد و حتا حسب نُص قرآنی؛ به خاتم پیامبران هم «جز اندازه قلیلی از علم» ارزانی نشده است!

به لحاظ پوشش لسانی؛ مگر نه این است که با کودک به زبان و مطابق به سطح فهم کودک میتوان و باید سخن گفت و حین سخن گفتن با حیوان؛ طبق فرموده مولانا؛ «زبان حیوانی» می بایستی یاد گرفت و به کار بُرد!

در یک کلام؛ دنیایی با کار “اجتماعی شده” و حتی با زندگی اجتماعی شده و صنعتی شده و ماشینی شده؛ تفاوت هزاران برابر با آن دنیایی دارد که قرآن و فرستنده آن ـ الله متعال ـ یک حرام قرون چون “همخوابگی با زنان در شب های رمضان” را به خاطری حلال گردانید که مردان؛ مقداری هوسباز و زنباره شده بودند و خویشتن داری کرده نمی   توانستند. اینک آنچه را که در بالا ها به روال همین مثال آمد؛ با آن مقایسه کنید و بفرمائید؛ اگر قرآن؛ به فرض محال؛ امروزه نازل شود؛ آیا تکلیف روزه در عرصه گرفتاری های حساس اجتماعی و چیز های امثال آن را چگونه معین خواهد کرد؟؟؟

این است حقیقت قرآنی در مورد روزه و رمضان بنا بر تحلیل و انالیز نُصُوص صریح و روشن و محکم؛ متباقی هرآنچه بافیده و لافیده اند و می بافند و می لافند چِرت است و چرند و یاوه و دروغ و حتا شیطنت و منافقت!

اما غایه های اینهمه چرت و چرند و یاوه و دروغ و شیطنت و منافقت، غایات بسیار بزرگ و سترگ استند؛ غایات تحمیق و استحمار توده های میلیونی؛ حکومت و سلطنت بر آنها و دکانداری و تجارت بیحد پُر سود ملایان و آخوندها به نام حقِ تسبیح و تراویح و ختم قرآن و صدقه فطر و عشر و زکات و تبرعات و هزار جادو و منتر دیگر!

Advertisements