13332829_10153431632702693_2130621297801043635_n
نگارنده: عزیزالله وحدت
نیمه های شب بود. شهر سکوت و آرام، غرق خواب بود. انگار نفس نمی کشید. صدای زوزه ی غمگینانه یک سگ از دور دست می آمد.

هیچ جنبنده ی وجود نداشت. ناگهان سایه سهمگین لحاف اش را روی شهر پهن کرد و سکوت شهر را شکست. گویی کابل آبستن زخم و خون شد. به نظر رسید که بارانی از گلوله از آسمان کابل باریدن گرفت. نیرو های حزب اسلامی به کابل هجوم آورده بود. دقایق بعد شعله های آتش به سوی آسمان زبانه کشید. دود، آتش، غبار و گلوله مثل یک بالا پوش همه ی شهر را در خود پوشانده بود. گلوله ها به سرعت بالای شهر فرود می آمد. دیری نگذشت که، خانه ها ویران گردید. زنان و کودکان آواره شد. دارایی ها و ثروت مردم همه به یغما برده شد. آن شب، سنگین ترین و سیاه ترین شب بود که کابل تجربه کرد.
سحرگاه آن شب ستونی از دود به شکل یک هیولای ترسناک و سیاه از صد ها کیلومتر دور تر دیده می شد. آن گاه تا سه روز و شب این هیولای وحشت آور بر فراز کابل ماند؛ ماند تا جلوی خورشید را بگیرد، آسمان را تیره کند و همه سرزمین را زیر لحاف دود بپوشاند. نعش انسان های بیگناه در کوچه ها روی هم تلنبار بود. کمی آنطرف تر بر روی زمین استخوان ها از هر سو پراگنده بود. سگ ها با ولع این استخوانها را از زیر خاک بیرون می کشیدند تا بهترین آنها را سر فرصت به دندان بگیرند. هیچ سقفی و هیچ دیواری سالم نمانده بود. همه ویران به چشم می آمدند. ازهمان جا می شد آوای سوگواری مبهم را که شوم و تلخ بود شنید که به آوازهای گورستانی مردم کربلا شباهت داشت.
در دو سوی دیگر جاده جسد دو کودک کنار به کنارهم افتاده بود که قسمتی از تن آنان را تخته سنگها می پوشاند. اندک آن سو تر پیرمردی با چوب زیر بغل دیده می شد که از بین آوار ها خود را به سختی کشیده بود. او به پهنای صورت اشک می ریخت، شانه هایش می لرزید و گریه کنان می گفت: ” تفنگداران نقاب پوش به منزل اش داخل شده، اولاد هایش را به گلوله بسته و تمام زندگی اش را به یغما برده است. از مال دنیا همین چوب زیر بغل برایش مانده بود”. به این شکل کابل یک بار دیگر یک شب طاقت فرسا را پشت سر گذاشت. و به یک منطقه ارواح تبدیل گردید. حکمتیار با گرگ های درنده اش بطور ناشیانه بر سری مردم کابل ظلم روا داشت. انسان ها را بی رحمانه کُشت و جوی از خون را جاری ساخت.
پ.ن: این روز ها بحث صلح با گلبدین حکمتیار سری زبان هاست. حکومت هم بدون آرا و دیدگاه مردم لحاف توافق نامه و صلح را با حزب اسلامی پهن کرده است. حکمتیار یک شخصی آدم کش، خونخوار، خاین و تروریست است، بایست به محاکمه کشانده شود.آمدن حکمتیار به افغانستان، توهین به خون شهدا و توهین به ملت درد دیده افغانستان می باشد. گروه های حقوق بشر، جامعه مدنی وعدالت خواهان نگذارید که حکمتیار در داخل حکومت جا خوش کند. بیایید همه ی ما برای شهدای افغانستان دادخواهی کنیم.

Advertisements