201605240739534622

سوال اینجا است که چرا رهبر دوم طالبان باید در این نقطه زمانی کشته شود؟ آیا مرگ ملا منصور برگی دیگر از خیانت ها و جنایت های پاکستان را ورق نمی زند؟ و سوال دیگر اینکه پاکستان با کشتن رهبر طالبان باز کدام بخش تکه و پارچه ثبات در افغانستان را می خواهد مورد آماج خود قرار دهد؟

پس از حمله هوایی بر ملا منصور رهبر طالبان اخبار ضد و نقیضی حول محور کشته شدن سرکرده طالبان به دستور پنتاگون منتشر و در نهایت مرگ وی تایید اما باز هم پاکستان با جنجال نواز شریف و محکومیت این موضوع، خود را تبریه کرد.

درست در حین کشمکش های بی نتیجه مذاکرات صلح و تصویب لایحه ضد پاکستانی در سنای آمریکا و تشدید موج بی اعتمادی ها نسبت به رفتار دوگانه آمریکا در افغانستان، رهبر طالبان به دستور پنتاگون کشته شد و کشته شدن وی همانا و رسوایی دوباره لانه تروریست هم همانا.

اینکه همیشه مرگ رهبران طالب در پاکستان رقم می خورد حکایت از آن دارد که این کشور حاشیه امنی برای تروریست و گروه های هراس افکن بوده و در چنین شرایطی واکنش نواز شریف و محکومیت مرگ ملا منصور در پاکستان، در حقیقت یک رفتار مضحک سیاسی و طنز بی مایه ای است که نه تنها پاکستان را از آدرس مهد و لانه تروریست تبریه نمی کند بلکه باید گام های افغانستان را برای رفتارهای قاطعانه در مقابل این کشور استوارتر کند.

ما همیشه از رفتار آمریکا نسبت به پاکستان گلایه داشتیم اما هیچگاه صدای ما به شورای امنیت ملی سازمان ملل نرسید که چرا وقتی همه چیز بر تروریست پروری پاکستان صحه می گذارد، هیچ واکنشی از سوی مجامع جهانی و بویژه آمریکایی که ادعای دایه دلسوزتر از مادر برای افغانستان دارد، صورت نمی گیرد؟ و چرا همیشه همه چیز برای پاکستان ختم بخیر می شود و برای افغانستان ختم به خون، کشتار و جنگ…

اما سوال اینجا است که چرا رهبر دوم طالبان باید در این نقطه زمانی کشته شود؟ آیا مرگ ملا منصور برگی دیگر از خیانت ها و جنایت های پاکستان را ورق نمی زند؟ و سوال دیگر اینکه پاکستان با کشتن رهبر طالبان باز کدام بخش تکه و پارچه ثبات در افغانستان را می خواهد مورد آماج خود قرار دهد؟

گرچه کشته شدن ملا اختر منصور در نگاه اول نوید خوبی از یک از هم پاشیدگی و لجام گسیختگی میان طالبان را می دهد اما نباید از کشته شدن وی با عنوان علامت بزرگ یک فریب و بازی خطرناک سیاسی که بازیگردانان اصلی آن دستگاه های استخباراتی پاکستان و آمریکا بوده، غافل شد و نباید از کنار این موضوع بی توجه گذشت که افغانستان با سیاست های منعطفانه و دستان دسیسه گر و معامله گر خود، عرصه را برای تاخت و تاز پاکستان باز گذاشته و از کجا معلوم که پاکستان، ارگ را وادار نمی کند که پشت تریبون ها و در محافل تشریفاتی سیاسی، هیاهویی از پاکستان ستیزی و طالب ستیزی به راه بیندازد و در پشت پرده ها بنشینند و سکه ها و کلدارها را ترازو کنند و اگر این خیانت ها و فروختن ها و معامله گری ها به نفع جیب مبارک بود، بگذارند افغانستان از ولایت های شمالی تا جنوبی، از غرب تا شرق انتحار شود و منفجر شود و سرمایه های ملی را چور و چپاول کنند.

در این سوی ماجرا اما، طالبان به مثابه دستان گداخته پاکستان گلوی افغانستان را می فشارد و جان مردم ملکی بیگناه را می گیرد…مثل سه شنبه خونین کابل، مثل سقوط قندوز و بسیار نمونه های فراوان دیگر که پاکستان دستور می دهد و طالبان را سازماندهی می کند و یک انتحار و کشتار در افغاستان خون مردم را می ریزد و بعد این پاکستان است که بر سر جنازه ها را می رود و قهقاه می خندد و آمریکا هم به افتخار موفقیت لانه تروریست برایش چک چک می کند و …در این میان همیشه سر ارگ بنا به مصلحت در برف است تا همه چیز به حالت عادی خود برگردد.

به هر حال آنچه از مرگ ملامنصور بر می آید مرگ یک مهره سوخته برای آمریکا است…
بنظر می رسد پلان ها و بازی های سیاسی جدید پاکستان در افغانستان، حضور یک رهبر طالب خشنونت پیشه و جنگ طلب را بر نمی تابید و این مهره برای بازی های جدید دستگاه استخباراتی آمریکا و پاکستان مدت ها سوخته بوده و نیاز مبرم بر کشته شدن ملا اختر منصور بوده تا رهبری اما میانه رو تر در صدر طالبان قرار گیرد و در سناریو پروسه صلح و انعطاف طالبان با رهبر جدید، پاکستان فرصت تاخت و تاز بیشتری در افغانستان داشته باشد.

و شاید هم اینکه امروز افغانستان تاکید دارد که تروریست خوب و بد نداریم و تروریست آدمکش است و دشمن هیچگاه دوست نمی شود، اندکی پشت پاکستان را لرزانده و با کشتن ملا اختر منصور پلان جدیدی در مسیر مداخله جویی در افغانستان طراحی کرده است.

از طرفی دور از ذهن نیست که پاکستان و به دستور آمریکا، با کشتن رهبر خشونت پیشه طالبان بدنبال این است که رهبری میانه روتر را انتخاب کرده و با سرگرمی و ساعت تیری مذاکرات صلح، از آن سو بخواهد انشعاب های کوچکتر و بیشتری را در قالب گروه های چریکی تشکیل دهد و خنجر جنایت ها به افغانستان را از پشت بزند.

رهبر دوم طالبان کشته شد و در همین روزها است که رهبر جدید معرفی خواهد شد و اما حکومت بی سیاست و بی تدبیر حکومت وحدت ملی نباید فریب بازی های آمریکا و پاکستان را نخورد و دلخوش به تضعیف طالبان در جبهه های جنگ، موقف خود را متزلزل نکند که زیر این خاکسترها، آتشی است شعله ور و خانمان سوز

افغان نیوز

Advertisements