201605181351213839

رد پای واشنگتن در مذاکرات حکمتیار و غنی

قرار است واشنگتن چه منفعتی از صلح و آشتی میان حکمتیار و حکومت وحدت ملی ببرد که حمایت همه جانبه خود را از توافق میان آنها اعلام کرده و برای این توافق سر از پا نمی شناسد؟

پیش نویس توافقنامه صلح میان حکومت و حزب اسلامی حکمتیار در کابل به امضای نماینده های رسمی این حزب در منزل گیلانی رییس شورای صلح به امضا رسید.

نبض صلح میان حزب اسلامی و دولت گاهی تند می زد و گاهی کند و در میان کش و قوس های این مذاکرات، شنیده ها حاکی از توافق محرمانه و پشت پرده میان حکمتیار و غنی از مدت ها قبل است اما اگر ارگ بطور جدی برنامه صلح با حزب اسلامی را روی دست داشت چه نیازی به این مخفی کاری ها و توافق های پنهانی بود؟

شاید این مخفی کاری ها، ترفند دولت برای یک واکنش آزمایی و بررسی بازتاب ها از روند صلح میان حکمتیار و حکومت وحدت ملی بوده است هرچند نتیجه اول و آخر این ترفندها مشخص بوده و قید و شرط های جناب گلبدین و موقف ضعیف دولت در برابر خواسته های آنان بر توافق صورت گرفته صحه می گذارد و نشان می دهد که خط و نشان ها از سوی حکمتیار کشیده و از سوی دولت نیز موافقت شده است.

اصولا برقراری صلح پس از منازعه های سیاسی امری بدیهی است اما اینکه در جریان صلح میان حکمتیار و دولت، چه قرار است بگیریم و چه بدهیم؟ و اینکه از چه حیث دولت می خواهد حتما به صلح برسد و چرا سران حکومتی از مواضع خود براحتی کوتاه می آیند و موقف ضعیف اتخاذ می کنند؟ از سوالاتی است که اذهان را با چالش جدی در این مذاکرات مواجه می سازد.

اینکه چرا دولت با آغوش باز به شرط و شروط های سخت حکمتیار تن می دهد؟ و قرار است واشنگتن چه منفعتی از این صلح ببرد که حمایت همه جانبه خود را از توافق میان حکمتیار و حکومت اعلام کرده و برای این توافق سر از پا نمی شناسد؟ و دیگر اینکه در لایه پنهانی ترحم رولا غنی نسبت به سال های پیری حکمتیار و بازگشت در آغوش وطن چه می گذرد؟

بی تردید در موضوع آشتی میان حزب اسلامی و در راس آن حکمتیار با حکومت وحدت ملی شاهد نوعی دست بستگی دولت و بله قربان گویی در برابر خواسته های حزب اسلامی هستیم بطوریکه پرداخت سالانه 4 میلیون دالر برای مصارف حکمتیار و حزب متبوعش، بازگشت دو هزار مهاجرین وابسته به حزب اسلامی از پاکستان به کشور با تمامی هزینه و مصارفش و دیگر شروط، پشت دولت را نلرزاند و گام های ارگ نشینان را برای رد این صلح و آشتی متزلزل نساخت.

هنوز مشخص نیست در پس این تحفه باد آورده واشنگتن برای حکومت چه می گذرد که سران کشور بدون توجه به هزینه هنگفت و سنگین بازگشت و حضور پرمصرف حکمتیار و کاروان پرطمطراق حزب اسلامی در کشور خود را مشتاق به آشتی نشان می دهند؛ هرچند این موضوع سوال برانگیز بوده که با وجود حمایت واشنگتن چرا هنوز در مورد حذف نام حکمتیار از لیست تروریستان جهانی حرفی به میان نیامده است؟

القصه… رییس جمهور غنی و دیگر سران حکومتی باید متوجه این موضوع باشند که پذیرش شرط و شروط حکمتیار و مصارف سنگین برای حزب اسلامی، باز هم درد قوم گرایی در کشور را تازه می کند و پشتونستان را بزرگ… و معلوم نیست حکومت برای این داستان پلان خاصی روی دست دارد یا قرار است از سهم دیگر اقوام بکاهد و حکمتیار و یارانش را بزرگ کند.

به هر حال از این دولت که صداقت بر نمی آید و توافق هایش را هم پشت پرده امضا می کند و امتیاز می دهد و امتیاز نمی گیرد و کسی هم خبر نمی شود اما حرف ما با دولت این بوده که در شرایطی که مردم ملکی آب و نان ندارند چرا باید سرنوشت افغانستان معطل برآورده ساختن خواسته های حکمتیار باشد؟ و چرا حکومت با مردم خود به زبان شفاف و بدور از وعده های تو خالی سخن نمی زند؟ و چرا نمی گوید قدم بعدی پس از آشتی با حکمتیار چیست؟