Untitled-1-156

پایتخت یا پادگان؟

سه شنبه ۲۸ ثور ۱۳۹۵ – فـردوس

دیروز کابل به یک پادگان نظامی می‌ماند. نیروهای امنیتی موانع آهنی در چهارراه‌ها و گذرگاه‌ها گذاشته بودند. نیروهای امنیتی گویا می‌خواستند از به خشونت ‌کشیده‌شدن تظاهرات جلوگیری کنند. با آن‌که تنظیم‌کنندگان راه‌پیمایی، انتظامات عالی داشتند و با نیروهای امنیتی هماهنگ بودند، اما فرماندهان نیروهای امنیتی گزینه افراز موانع امنیتی را
کنار نگذاشتند. شاید نیروهای امنیتی، معلومات مهم استخباراتی در مورد احتمال به‌خشونت ‌کشیده‌شدن راه‌پیمایی داشتند و نخواستند که چنین چیزی اتفاق بیافتد. نگرانی از به خشونت کشیده‌شدن تظاهرات دیروز هم بسیار بی‌مورد نبود. یکی از کسانی که در لندن مجلس سخنرانی رییس‌جمهور را اخلال کرده بود، در صفحه فیس‌بوکش تظاهر‌کنندگان را به خشونت دعوت می‌کرد. شاید در درون تظاهرات‌کنندگان هم کسانی بودند که می‌خواستند به حکومت ضرب شصت نشان دهند و هیجان قومی بیشتری خلق کنند13177321_470311253162436_6382731756620634913_n.
اما با آن‌هم، نیاز نبود که نیروهای امنیتی، کابل را به یک پادگان نظامی بدل کنند. پولیس کابل باید توان مقابله با یک راه‌پیمایی خشونت‌آمیز را داشته باشد. باید ظرفیت‌های لازم در نیروی پولیس کابل برای مقابله با چنین رویداد‌ها به وجود بیاید. مگر ما پولیس ضد شورش نداریم؟ آیا پولیس ضد شورش آموزش‌دیده نیست؟ آیا ناتو برای‌مان پولیس ضد شورش تربیت نکرده است؟
در هیچ کشور دنیا، برای به مقابله با یک راه‌پیمایی که احتمال خشونت در آن بالا است، کل شهر را تعطیل نمی‌کنند. این روش درستی نیست. دیروز کل کابل تعطیل بود. کسی نمی‌توانست مثلا از خیرخانه به شهرآرا بیاید. آنانی که مریض داشتند هم قادر به انتقال او به شفاخانه نبودند. حتا در آن مناطق کابل که از مرکز شهر خیلی فاصله دارد، ادارات حکومتی و بانک‌ها تعطیل بود. مردم نتوانستند محصول برق خود را در خیرخانه و مکروریان به بانک‌ها تحویل کنند. این ضربه کلان مالی به حکومت بود. تعطیل‌شدن شهر، به معنای‌معطل کردن اقتصاد و کسب و کار است. آنانی که زندگی‌شان به درآمد روزمره‌شان وابسته است، از این بابت آسیب جدی می‌بینند

13177308_1031567366923472_6439613429566122899_n.
نیروهای امنیتی، حتا فروشگاه کوچک فروش مواد غذایی را هم بسته بودند. این نوع برخورد با یک راه‌پیمایی‌ای که هم سازمان‌دهندگانش شناخته شده است و هم انتظامات آن با نیروهای امنیتی هماهنگ‌اند، توجیه حرفه‌ای و عقلانی ندارد. نیروهای امنیتی باید یاد بگیرند که بدون تعطیل شهر، امنیت یک راه‌پیمایی را تامین کنند.
نگرانی از حملات تروریستی چیزی است که همه از آن اطلاع دارند. طالبان در پی انتقام‌اند و می‌خواهند در واکنش به اعدام‌ شش تن از اعضای سازمان‌شان، دست به حملات تروریستی در کابل بزنند، اما این سطح از تهدید هم ایجاب نمی‌کند که شهر به کلی تعطیل شود. تعطیل شهر و ایجاد وضعیتی که حس ترس به همه دست دهد، به معنای موفقیت در تامین امنیت نیست. تامین موفقانه امنیت، زمانی است که بدون تعطیل شهر شش تا هفت میلیونی کابل، امنیت یک راه‌پیمایی تامین شود.
در موضوع امنیت شهر، باید بیشتر از همه احساس امنیت مدنظر باشد. شهروندان باید احساس امنیت کنند. اعتراض‌کنندگان، فروشندگان، تاکسی‌رانان، افسران ترافیک همه باید احساس امنیت کنند. اگر شهر بدل به یک پادگان نظامی شد، حتا کسی که در خانه خود نشسته است نیز احساس امنیت نمی‌کند. وقتی شهروندان احساس امنیت نکنند و به نیروهای امنیتی اعتماد نداشته باشند، بدل‌سازی پایتخت به یک دژ مستحکم نظامی هم جواب نمی‌دهد. مردم انتظار دارند که نیروهای امنیتی، ظرفیت مقابله با رویداد‌های به مراتب خطرناک را داشته باشند. همین حالا در اطراف کابل، زورمندانی حضور دارند که هر کدام صدها نفر مسلح دارند. اگر روزی یکی از این زورمندان با حکومت در افتد شاید با افراد مسلحش وارد شهر شود و یک شورش خیابانی راه‌اندازی کند. پولیس کابل و دیگر نیروهای امنیتی مستقر در این شهر، باید توان مقابله با چنین وضعیتی را در صورت وقوع آن داشته باشند. تعطیلی شهر به زورمندان دارای افراد مسلح، جرات زورگویی بیشتر می‌دهد. وقتی در واکنش به یک تظاهرات مسالمت‌آمیز، یک شهر شش‌میلیونی تعطیل می‌شود، زورمندان مسلح حس می‌کنند که توانایی‌شان نسبت به حکومت بیشتر است و می‌توانند هر زمانی که بخواهند، کل شهر را به آشوب بکشند. این موضوع را باید جنرال‌‌های نیروهای امنیتی در نظر داشته باشند.
واضح است که نیروهای ویژه ناتو در فرودگاه کابل، اوضاع را زیر نظر دارند، اما نیاز است که مردم کابل به نیروهای امنیتی بومی اعتماد داشته باشند و این اعتماد زمانی حاصل می‌شود که این نیروها حرفه‌ای عمل کنند. مثلا برای تامین امنیت یک راه‌پیمایی، یک شهر بزرگ را تعطیل نکنند. مردم به گفته‌های فرماندهان نیروهای امنیتی زیاد توجه ندارند. مردم اقدامات عملی را می‌بینند و بر بنیاد آن داوری می‌کنند. اگر اقدامات نیروهای امنیتی، به گونه‌ای بود که احساس امنیت بیشتر ایجاد کرد، اعتماد عمومی به نیروهای امنیتی افزایش می‌یابد8 صبح

+++++++++++++++++++++++++++++++++

حالا دیگر وقت مذاکره از موضع قدرت است

راه‌پیمایی مسالمت‌آمیز دیروز ختم بخیر شد. انتظامات راه‌پیمایی اعتراضی خیلی عالی بود. نیروهای امنیتی هم تلاش جدی کردند تا راه‌پیمایی به خشونت کشیده نشود. حالا وقت آن است که برای حل مشکل مسیر پروژه توتاپ، گام‌های جدی برداشته شود. کمیسیون ملی‌ای که ارگ ایجاد کرده است، بهترین فرصت برای حل مشکل است. در این کمیسیون نمایند‌گان معترضان نیز حضور دارند و رییس‌جمهور وعده کرده است که فیصله کمیسیون ملی را می‌پذیرد. حال باید از این فرصت استفاده شود. روشن است که اعتراض‌کنندگان، راه‌پیمایی را برای راه‌پیمایی نمی‌خواهند. آنان می‌خواهند خواست‌های‌شان که از نظر آنان معقول و مشروع است، به کرسی بنشیند.
به کرسی‌نشاندن خواست‌های مشروع و معقول، مسلتزم گفتگو است. نمایندگان معترضان، آنانی‌که راه‌پیمایی را برای راه‌پیمایی نمی‌خواهند، باید این فرصت را از دست ندهند و در جلسات کمیسیون که امروز شروع می‌شود، شرکت کنند. همان‌طوری‌که آقای محمد محقق، معاون ریاست اجرایی گفته است، اختلاف نظر در مورد مسایل سیاسی و اقتصادی لزوما به معنای نیت بد بلندپایه‌گان دولتی نیست. نباید نمایندگان معترضان دچار پیش‌داروی شوند. باید در کمیسیون ملی حل مساله مسیر توتاپ شرکت کنند و با طرفداران مسیر سالنگ استدلال حرفه‌ای داشته باشند. جایی‌که باید مشکل توتاپ حل شود، همین کمیسیون است، نه پارلمان می‌تواند آن را حل کند نه اجتماع سیاست‌مداران.
معترضان نفوذ مردمی خود را به حکومت نشان دادند. رییس‌جمهور به صراحت گفت که صدای مردم را شنیده است. این نشان می‌دهد که معترضان حالا از موضع قدرت مذاکره می‌کنند. شاید دو روز پیش، معترضان فکر می‌کردند که در موضع ضعیف قرار دارند، اما راه‌پیمایی دیروز موضع معترضان را تقویت کرد. بنابراین، عقلانیت سیاسی هم ایجاب می‌کند که معترضان وارد گفتگوی سازنده با حکومت شوند و در کمیسیون ملی حل مشکل مسیر توتاپ، شرکت کنند. آنانی که به نمایندگی از حکومت در آن کمیسیون نشسته‌اند، دیگر نمایندگان معترضان را افراد عادی نمی‌دانند، بل آنان را نمایندگان یک اجتماع بزرگ مردمی می‌دانند. حکومت هم این قدرت معترضان را درک کرده است.
بستن راه مذاکره و انعطاف‌ناپذیری راه‌حل نیست و در درازمدت معترضان را تضعیف می‌کند. انعطاف‌ناپذیری جنبش روشنایی، موضع حکومت را تقویت می‌کند. جنبش روشنایی حالا در اوج قدرت خود است. سیاست‌مداران قدرتمندی مثل محمد محقق و سرور دانش در درون حکومت از آنان حمایت می‌کنند. نمایندگان مجلس از آنان حمایت می‌کنند و قدرت خود را دیروز در خیابان نیز به رخ حکومت کشیدند. نمایندگان این جنبش، حالا می‌توانند با اعتماد به نفس بیشتری از موضع قدرت، با حکومت مذاکره کنند.
راه‌اندازی یک راه‌پیمایی دیگر، به هیچ‌وجه در شرایط کنونی صلاح نیست. فلج‌کردن یک شهر شش‌میلیونی و ایجاد مصروفیت برای نیروهای امنیتی، به سود امنیت کشور نیست. قدرت جنبش روشنایی در خیابان، به همه‌گان روشن شده است و حالا وقت آن است که آنان در میز مذاکره، استدلال حرفه‌ای کنند و حرف خود را به کرسی بنشانند. نیاز به گفتن نیست که دیروز یک بار دیگر به تمام دستگاه حکومت و مجموع سیاست مداران ثابت شد که نایده‌گرفتن یک مجموعه اجتماعی و سیاسی، چه در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و چه در پروژه‌های ملی، ممکن نیست. عصر بی‌عدالتی‌های تاریخی دیگر سپری شده است و تداوم آن امکان ندارد. این‌ها جزو مسلمات است و کسی در آن شکی ندارد. راه‌حل مشکل مسیر توتاپ مذاکره است و نه تقابل بیشتر

8 صبح.

.